اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود

کیفیت ظهور احدیت و واحدیت در مخلوقات

14٬193
منظومه

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی یکی از معروفترین جملات در مسئله وحدت وجود می‌پردازند. عبارت «الشّیءُ ما لم یَتشخّص لم یُوجَد» یکی از جملات معروف در بیان مراتب خلقت و کیفیت تسری وجود در عالم خلقت است. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به تبیین چگونگی اطلاق صفت وحدن بر مخلوقات پرداخته و تمامی موجودات را مظاهری از وجود پروردگار بشمار می‌آورند. ایشان رابطه میان مسئله خلقت و ظهور پروردگار در عالم را کلید حل موضوع وحدت وجود دانسته و به بررسی کیفیت این ارتباط پرداخته اند. در ادامه استاد با اشاره به عالم عماء ربانی به تشریح وحدت پروردگار در مقام ثبوت و اثبات و بیان تفاوت میان مقام واحدیت و احدیت پروردگار می‌پردازند. نکته قابل توجه در این درس اختلاف نظر اساسی و بنیادین مولف با سایر حکماء در استناد واحدیت و احدیت به تمامی مخلوقات می‌باشد. حضرت استاد تمامی مخلوقات و موجودات را دارای مقام احدیت دانسته که این موضوع مورد پذیرش سایر حکماء و فلاسفه نبوده است. در بخش پایانی این درس حضرت استاد با اشاره به اشعار توحید شیخ محمود شبستری نکاتی را درباره مسئله توحید بیان می‌فرمایند که مطالعه آن بسیار ارزشمند و حاوی نکات مهمی است.

وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود

توضیحات:

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی یکی از معروفترین جملات در مسئله وحدت وجود می‌پردازند. عبارت «الشّیءُ ما لم یَتشخّص لم یُوجَد» یکی از جملات معروف در بیان مراتب خلقت و کیفیت تسری وجود در عالم خلقت است. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به تبیین چگونگی اطلاق صفت وحدن بر مخلوقات پرداخته و تمامی موجودات را مظاهری از وجود پروردگار بشمار می‌آورند. ایشان رابطه میان مسئله خلقت و ظهور پروردگار در عالم را کلید حل موضوع وحدت وجود دانسته و به بررسی کیفیت این ارتباط پرداخته اند. در ادامه استاد با اشاره به عالم عماء ربانی به تشریح وحدت پروردگار در مقام ثبوت و اثبات و بیان تفاوت میان مقام واحدیت و احدیت پروردگار می‌پردازند. نکته قابل توجه در این درس اختلاف نظر اساسی و بنیادین مولف با سایر حکماء در استناد واحدیت و احدیت به تمامی مخلوقات می‌باشد. حضرت استاد تمامی مخلوقات و موجودات را دارای مقام احدیت دانسته که این موضوع مورد پذیرش سایر حکماء و فلاسفه نبوده است. در بخش پایانی این درس حضرت استاد با اشاره به اشعار توحید شیخ محمود شبستری نکاتی را درباره مسئله توحید بیان می‌فرمایند که مطالعه آن بسیار ارزشمند و حاوی نکات مهمی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود

13
  • در عرفات شعر شیخ شبستری می‌خواندیم. یکی می‌گفت که اینجا می‌گویند دعا و این چیزها باید بخوانیم؟! گفتم ما شعر می‌خوانیم، دعایش را تو برو بخوان!

  • مطلبی که من خدمتتان عرض می‌کنم هم همین است؛ یعنی یکی اهل دعا است، یکی اهل شعر است، یکی اهل گریه است، یکی اهل خنده است. یعنی هر کسی یک قِسمی است و یک حالی دارد، و با این‌وجود هر کدام در مظهریّت خودشان مَظهَر هستند؛ یعنی نه این می‌تواند به آن اعتراض بکند و نه آن می‌تواند به این اعتراض بکند.

  • تفاوت میام عالم ذات با عالم اسما و صفات

  • تلمیذ: آیا اسماء و صفات که مرحلۀ خروج ذات از مقام خفاء هستند هم به ذات برمی‌گردند؟

  • استاد: بله فرقی نمی‌کند، آن هم به ذات برمی‌گردد و نشئت گرفتۀ از ذات است. ما عالَمی به اسمِ اسماء و صفات غیر از ذات نداریم و هرچه هست، ذات است.

  • الآن اوصاف شما اوصافی است که مختصّ به ذات شما است. ریشۀ اینها ذات است؛ یعنی از ذات بیرون می‌آیند، مثل میوه‌ای که از درخت و از شاخه بیرون می‌آید. این اوصاف ثمره‌های ذاتِ شما هستند؛ یعنی هر ذاتی یک تراوشاتی دارد که از آن، بیرون می‌آیند و مثل میوۀ درخت هستند. از درخت پرتقال، انجیر بیرون نمی‌آید؛ یعنی لازمه‌اش این است که میوه‌اش این‌طوری است، زرد است و نه شیرین است و نه ترش و...، و من‌باب‌مثال از درخت انجیر، بادمجان یا کدو بیرون نمی‌آید.1

  • اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

    1. یکی می‌گفت که می‌گویند در بهشت هر میوه‌ای مزّۀ تمام میوه‌ها را می‌دهد، و از آن طرف هم می‌گویند که در آن دنیا به هرچه میل دارید برایتان می‌آورند؛ حالا اگر کسی سیب دوست نداشت چه‌کار می‌کند؟
      گفتم این خدا عجیب است! می‌گوید: ﴿وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ﴾،* ولی خدا در آن دنیا میل به اینها را از انسان می‌گیرد.
      * سوره زخرف (43)، آیۀ 71.
/ 260