
وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود
کیفیت ظهور احدیت و واحدیت در مخلوقات
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی یکی از معروفترین جملات در مسئله وحدت وجود میپردازند. عبارت «الشّیءُ ما لم یَتشخّص لم یُوجَد» یکی از جملات معروف در بیان مراتب خلقت و کیفیت تسری وجود در عالم خلقت است. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به تبیین چگونگی اطلاق صفت وحدن بر مخلوقات پرداخته و تمامی موجودات را مظاهری از وجود پروردگار بشمار میآورند. ایشان رابطه میان مسئله خلقت و ظهور پروردگار در عالم را کلید حل موضوع وحدت وجود دانسته و به بررسی کیفیت این ارتباط پرداخته اند. در ادامه استاد با اشاره به عالم عماء ربانی به تشریح وحدت پروردگار در مقام ثبوت و اثبات و بیان تفاوت میان مقام واحدیت و احدیت پروردگار میپردازند. نکته قابل توجه در این درس اختلاف نظر اساسی و بنیادین مولف با سایر حکماء در استناد واحدیت و احدیت به تمامی مخلوقات میباشد. حضرت استاد تمامی مخلوقات و موجودات را دارای مقام احدیت دانسته که این موضوع مورد پذیرش سایر حکماء و فلاسفه نبوده است. در بخش پایانی این درس حضرت استاد با اشاره به اشعار توحید شیخ محمود شبستری نکاتی را درباره مسئله توحید بیان میفرمایند که مطالعه آن بسیار ارزشمند و حاوی نکات مهمی است.
وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود
توضیحات:
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی یکی از معروفترین جملات در مسئله وحدت وجود میپردازند. عبارت «الشّیءُ ما لم یَتشخّص لم یُوجَد» یکی از جملات معروف در بیان مراتب خلقت و کیفیت تسری وجود در عالم خلقت است. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به تبیین چگونگی اطلاق صفت وحدن بر مخلوقات پرداخته و تمامی موجودات را مظاهری از وجود پروردگار بشمار میآورند. ایشان رابطه میان مسئله خلقت و ظهور پروردگار در عالم را کلید حل موضوع وحدت وجود دانسته و به بررسی کیفیت این ارتباط پرداخته اند. در ادامه استاد با اشاره به عالم عماء ربانی به تشریح وحدت پروردگار در مقام ثبوت و اثبات و بیان تفاوت میان مقام واحدیت و احدیت پروردگار میپردازند. نکته قابل توجه در این درس اختلاف نظر اساسی و بنیادین مولف با سایر حکماء در استناد واحدیت و احدیت به تمامی مخلوقات میباشد. حضرت استاد تمامی مخلوقات و موجودات را دارای مقام احدیت دانسته که این موضوع مورد پذیرش سایر حکماء و فلاسفه نبوده است. در بخش پایانی این درس حضرت استاد با اشاره به اشعار توحید شیخ محمود شبستری نکاتی را درباره مسئله توحید بیان میفرمایند که مطالعه آن بسیار ارزشمند و حاوی نکات مهمی است.
وحدت شخصیّه و نوعیّۀ وجود
8پس مماثل و مشارکی برای آن وجود نمیشود تصوّر کرد. و وقتی که نتوان وجود مماثلی برای او تصوّر کرد؛ پس وحدت مماثلی هم برای وحدت او نمیشود تصوّر کرد. این میشود وحدت حقّۀ حقیقیّه.
پس وحدت حقّۀ حقیقیّه آن وحدتی است که بار میشود به ذات متعال در مقامِ عماء، مقام هو هویت، مقام وجود مطلق، مقام غیب الغیوب و مقام احدیت. این میشود همان «مقام أحد»؛ این همان مقامی است که هیچ ظهوری برای آن مقام نیست و او در مقام خودش پادشاه مطلق است،1 و هیچ چیزی در آن مقام راه ندارد. باطن شیء است که از آن باطن این ظهورات تراوش پیدا کردهاند. پس مقام احدیت به باطن شیء برمیگردد، که شیء هم همان پروردگار است.
اختلاف نظر مؤلف با حکماء در مسئله وحدت ذات
حالا میآییم سراغ مقام واحدیّت! الآن میخواهیم یک حرفهایی بزنیم که دیگر کسی نگفته است! از اینجا به بعد صحبت ما با آقایان حکماء فرق میکند.
صحبت در این است که آن وجود مطلقی که میخواهد ظهور پیدا بکند به مظاهر، آیا مظهریّت او در یک مَظهَر که مشارکت دارد با مظهریّتهای دیگر یکی هستند یا متعدّد هستند؟ به عبارت دیگر آیا مظاهر متعدّدۀ برای مظهریّت آن وجود مطلق ـ چه مظاهر مجرّده و چه مادّیه ـ مانند هم هستند یا هر کدام از آن مظاهر یک مرتبه ای است از آن وجود مطلق که هیچ ارتباطی با مَظهَر دیگر ندارد؟
یعنی آن وجود مطلق که مقیّد شده است؛ آیا در این تقیّد، مقیّدات از نظر خصوصیّات، عین و مثل هم هستند و افتراقی بین آنها لحاظ نمیشود یا اینکه نه، هر مظهری برای خودش یک وعاءِ وجودی خاصّی دارد، که بر اساس آن وعاء وجودی خاص، حکایت از آن مقام احدیت وجود مطلق میکند؟
وَ فی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ *** تَدُلُّ عَلَى أنَّهُ وَاحِدٌ2 معنایش همین است؛ که هر شیئی با خصوصیّات ذاتی مختصّ به خود، حکایت میکند از منشائی که آن منشأ، خصوصیّات ذاتیّه مختصّ به خودش را دارد که مانند او، قرین و مشارک و مماثلی وجود ندارد.
- توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی، ص12، منطق الطیر:
دائما او پادشاه مطلق است ** در کمال عزّ خود مستغرق است - جهت اطلاع بر قائل اين بيت به الله شناسى، ج 3، ص 207، تعليقه 2 مراجعه شود.
- توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی، ص12، منطق الطیر:
