
تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی
نقد نظر مرحوم نائینی در جعلِ شرعی
این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی چیستی قضایای حقیقیه و تعریف آن پرداخته اند. حضرت استاد در ابتدا به مفاد قضیه حقیقیه اشاره کرده و مفاد آن را حاوی یک قضیه شرطیه میدانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به کیفیت جعل شارع نسبت به احکام میپردازند. نکته مهمی که ایشان نسبت به بررسی آن اهتمام زیادی دارند تعیین کیفیت تعلق احکام به مکلفین با توجه به شرایط مختلف آنها می باشد. در پایان این درس استاد با نقد کلام مرحوم نائینی در جعل شرعی و کیفیت آن، دلیل دوم مرحوم سبزواری بر وجود ذهنی را توضیح داده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می رسانند.
تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی
توضیحات:
این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی چیستی قضایای حقیقیه و تعریف آن پرداخته اند. حضرت استاد در ابتدا به مفاد قضیه حقیقیه اشاره کرده و مفاد آن را حاوی یک قضیه شرطیه میدانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به کیفیت جعل شارع نسبت به احکام میپردازند. نکته مهمی که ایشان نسبت به بررسی آن اهتمام زیادی دارند تعیین کیفیت تعلق احکام به مکلفین با توجه به شرایط مختلف آنها می باشد. در پایان این درس استاد با نقد کلام مرحوم نائینی در جعل شرعی و کیفیت آن، دلیل دوم مرحوم سبزواری بر وجود ذهنی را توضیح داده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می رسانند.
تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی
13بنابراین قضایایی که بهشرط وجود، موضوع برای آن قضایا لحاظ شده باشد قضایای خارجیّه و حتّی شخصیّه هستند. حالا یک وقت شخص یکی است یک وقت هزارتا است؛ یعنی حتّی این را داخل در قضایای شخصیّه شمردهاند نه تنها خارجیّه. بعضیها قضیّۀ خارجیّه را تقسیم کردهاند به شخصیّه و غیر شخصیّه، ولی بعضی گفتهاند که شخصیّه اعمّ است؛ زیدٌ قائمٌ یک شخصیّه است، مُؤتمن فی البلد یک شخصیّه است، الإنسان یتکلّم بلسانه هم یک شخصیّه است، حالا چه مقدّرالوجود و چه محقّقالوجود.1 ولی حقّ مطلب این است که در قضایای حقیقیّه حکم از آنِ موضوع است بهلحاظ ماهیّت، نه بهلحاظ وجود آن.
توضیح دلیل دوم مرحوم حاجی بر وجود ذهنی
مرحوم حاجی در دلیل دومی که در اینجا برای وجود ذهنی میآورند، مسئلۀ صِرفالحقیقة را مطرح میکنند، میگویند که اگر در یک قضیّهای شما بخواهید صرف حقیقت یک شیء را در نظر بگیرید شما میتوانید که آن را تصوّر بکنید یعنی حقیقتِ یک ماهیّتی را در ذهن بیاورید بدون لحاظِ وجود خارجی او. یعنی بدون اینکه وجود خارجی آن را لحاظ بکنید شما یک حقیقتی را در ذهن بیاورید مثلاً حقیقت برنج را در ذهن بیاورید. البتّه منظور از حقیقت، واقعیّتِ آن نیست بلکه منظور ماهیّتش است.
مثلاً اگر از شما سؤال کنند که منظور شما از این برنج، برنج رشت است یا برنج مازندران؟ میگویید که من فقط برنج را در ذهنم آوردم و هیچکدام از اینها را در ذهنم نیاوردم نه برنج اصفهان نه شیراز نه رشت نه مازندران نه تایلند نه آمریکا نه پاکستان. من فقط ماهیّت برنج را در ذهنم آوردم. منبابمثال گفتم که ماهیّت برنج طبع سردی دارد. پس خود ماهیّت یک شیء را درنظر آوردن حقیقت یک شیء را درنظر آوردن است بدون لحاظِ مصادیقِ آن، که مثلاً کدامیک از این مصادیق الآن مورد نظر است؟
درحالتیکه ما میدانیم اگر یک حقیقت در خارج بخواهد تحقّق پیدا بکند بدون مصداق امکان ندارد. امکان ندارد شما یک کلّی طبیعی و حقیقت یک شیء را در خارج وجود بدهید بدون یک مصداق.
- فوائد الاصول، ج 1، ص 171.
