اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی نظر حکماء در وجود ذهنی دربارۀ عینیّت ماهیّات ذهنی و خارجی

نظر حکما مبنی بر عینیت ماهیات ذهنی و خارجی با اشکالات اساسی روبرو است

14٬071
منظومه

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. شامل؛ نقد و بررسی نظر حکماء در وجود ذهنی دربارۀ عینیّت ماهیّات ذهنی و خارجی است. و همچنین بررسی نقش حس در تشکیل تصوّرات ذهنی و خطاپذیری ادراکات اهم موضوعات جلسه؛ نظر حکما: ماهیات اشیاء خارجی، بماهی‌هی، داخل ذهن می‌شوند و علم ما عین همان واقع است. اشکال اول: انسان به جنس و فصل واقعی اشیاء دسترسی ندارد؛ تنها علم اجمالی به آنها دارد. پس نمی‌توان گفت ماهیت عین شیء در ذهن می‌آید. اشکال دوم: این نظریه شامل حال عامی یا کودکی نمی‌شود که تصوراتش با واقع خارجی مطابقت ندارد. خطاهای حسی و تفاوت برداشت افراد از یک شیء، نشانه عدم عینیت است. منشأ تصورات: ریشه تمام تصورات ذهنی، حس است. حتی تصورات مجرد مانند ملائکه نیز از ترکیب و تعمیم صور حسی به دست می‌آیند. برگشت اعتباریات به حقیقت: تمام اعتباریات (مانند ملکیت) در حقیقت، یک رابطه واقعی (مانند مالکیت انسان بر اعضای بدنش) هستند که به صورت مجازی در جای دیگر به کار رفته‌اند.

نقد و بررسی نظر حکماء در وجود ذهنی دربارۀ عینیّت ماهیّات ذهنی و خارجی

توضیحات:

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. شامل؛ نقد و بررسی نظر حکماء در وجود ذهنی دربارۀ عینیّت ماهیّات ذهنی و خارجی است. و همچنین بررسی نقش حس در تشکیل تصوّرات ذهنی و خطاپذیری ادراکات اهم موضوعات جلسه؛ نظر حکما: ماهیات اشیاء خارجی، بماهی‌هی، داخل ذهن می‌شوند و علم ما عین همان واقع است. اشکال اول: انسان به جنس و فصل واقعی اشیاء دسترسی ندارد؛ تنها علم اجمالی به آنها دارد. پس نمی‌توان گفت ماهیت عین شیء در ذهن می‌آید. اشکال دوم: این نظریه شامل حال عامی یا کودکی نمی‌شود که تصوراتش با واقع خارجی مطابقت ندارد. خطاهای حسی و تفاوت برداشت افراد از یک شیء، نشانه عدم عینیت است. منشأ تصورات: ریشه تمام تصورات ذهنی، حس است. حتی تصورات مجرد مانند ملائکه نیز از ترکیب و تعمیم صور حسی به دست می‌آیند. برگشت اعتباریات به حقیقت: تمام اعتباریات (مانند ملکیت) در حقیقت، یک رابطه واقعی (مانند مالکیت انسان بر اعضای بدنش) هستند که به صورت مجازی در جای دیگر به کار رفته‌اند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظر حکماء در وجود ذهنی دربارۀ عینیّت ماهیّات ذهنی و خارجی

14
  • خطا در امور حسّی دلیل بر عدم عینیّت ماهیّت در خارج با ذهن

  • حالا عرض ما در اینجا به حکمایی که معتقد هستند به اینکه آنچه که از عالم خارج در ذهن می‌آید عین همان چیزی است که در خارج است و برگشت هر ماهیّتی به امور حسّی است این است که ما می‌خواهیم ببینیم که آیا ما در امور حسّی خطا می‌کنیم یا خطا نمی‌کنیم؟ من‌باب‌مثال شما اگر الآن یک گلی را در نظر بگیرید، می‌بینید که این گل بنا بر ذوق و سلیقۀ یک شخص زیبا است ولی همین گل بنا بر ذوق و سلیقۀ شخص دیگری زیبا نیست، اگر شما یک غذایی را در نظر بگیرید، می‌بینید که بنا بر ذوق و سلیقۀ یک شخص خوشمزه است ولی بنا بر سلیقۀ شخص دیگری خوشمزه نیست، اگر در مذوقات یک ترشی را در نظر بگیرید و به شخصی بدهید، می‌گوید چقدر ترش است و من نمی‌توانم آن را بخورم، ولی یک شخص دیگری می‌گوید این خیلی هم ترش نیست.

  • چرا این حرف را می‌زند؟ چون عادت، حسّ لامسه، حسّ ذائقه و آن خصوصیّات نفسانی که دارد ضمیمه می‌شوند تا قضاوت در یک مورد تفاوت پیدا بکند. اگر نور را در نظر بگیرید می‌بینید یک شخصی ممکن است چشمش در یک حالتی باشد که یک نور برای او شدّت داشته باشد و اگر به آن نگاه بکند چمشش را ببندد ولی یک شخص دیگری ممکن است که همین‌طور قشنگ به نور خیلی زیاد هم نگاه بکند و خیلی لذت هم ببرد و چشمش را هم نبندد. چون شبکیّۀ فرد و حالاتی که خود شخص در این رؤیت لحاظ می‌کند سبب می‌شود که نحوۀ صورت‌بندی آن شیء در او تفاوت پیدا بکند.

  • و به‌طورکلّی شما می‌بینید که این مسئله در تمام اشیائی که آنها را در نظر می‌گیرید وجود دارد. من‌باب‌مثال می‌گویند فیروزه را در بین‌الطّلوعین نگاه بکنید یعنی وقت تشخیص رنگ فیروزه در بین‌الطّلوعین است؛ چون فیروزه در روز یک رنگ دارد، در شب یک رنگ دارد و در بین‌الطّلوعین رنگ دیگری دارد. یعنی به‌خاطر شرایطی که حاکم بر رنگ فیروزه هستند آن رنگ تغییر پیدا می‌کند. و همین‌طور یک شخص چشمش ضعیف است و به‌همین‌خاطر یک شیئی را به یک قِسم می‌بیند ولی شخص دیگری چشمش قوی است و همان شیء را به قسم دیگری می‌بیند.

/ 260