اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

منشأ اختلاف آراء در وجود ذهنی

دو اشکال اساسی بر نظریّۀ کیف نفسانی بودن علم

14٬158
منظومه

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی اشکالات زیر می‌نماید: اشکال اول (اجتماع جوهر و عرض): یک شیء (ماهیّت) در خارج جوهر و محلّ اعراض است، اما همین که در ذهن می‌آید، قیام به نفس پیدا می‌کند و عَرَض (حالّ) می‌شود. این به معنای تبدیل یک ماهیّت به ماهیّت دیگر (جوهر به عرض) است. پاسخ مرحوم حاجی از اشکال اول: عَرَضیّت در اینجا از باب عروض مفهومی و مجازی است، نه تبدیل مقوله‌ای واقعی. اشکال دوم (اجتماع مقولات متقابل): مقولات ده‌گانه قسیم یکدیگرند و تباین ذاتی دارند. اگر حکما علم را کیف نفسانی بدانند، لازم می‌آید که یک شیء واحد (صورت جوهر، کم و...) همزمان داخل در دو مقوله (مقوله خودش و مقوله کیف) باشد. این اشکال از اولی سخت‌تر است و عقول را حیران کرده است. نتيجه: این اشکالات دشوار، باعث شده هرکسی راه فراری برای خویش اختیار کند؛ برخی وجود ذهنی را کاملاً انکار کرده، برخی قائل به اشباح شده و برخی نیز به اضافه یا تعلق قائل شده‌اند

منشأ اختلاف آراء در وجود ذهنی

توضیحات:

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی اشکالات زیر می‌نماید: اشکال اول (اجتماع جوهر و عرض): یک شیء (ماهیّت) در خارج جوهر و محلّ اعراض است، اما همین که در ذهن می‌آید، قیام به نفس پیدا می‌کند و عَرَض (حالّ) می‌شود. این به معنای تبدیل یک ماهیّت به ماهیّت دیگر (جوهر به عرض) است. پاسخ مرحوم حاجی از اشکال اول: عَرَضیّت در اینجا از باب عروض مفهومی و مجازی است، نه تبدیل مقوله‌ای واقعی. اشکال دوم (اجتماع مقولات متقابل): مقولات ده‌گانه قسیم یکدیگرند و تباین ذاتی دارند. اگر حکما علم را کیف نفسانی بدانند، لازم می‌آید که یک شیء واحد (صورت جوهر، کم و...) همزمان داخل در دو مقوله (مقوله خودش و مقوله کیف) باشد. این اشکال از اولی سخت‌تر است و عقول را حیران کرده است. نتيجه: این اشکالات دشوار، باعث شده هرکسی راه فراری برای خویش اختیار کند؛ برخی وجود ذهنی را کاملاً انکار کرده، برخی قائل به اشباح شده و برخی نیز به اضافه یا تعلق قائل شده‌اند

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

منشأ اختلاف آراء در وجود ذهنی

8
  • مثلاً شما الآن تعداد زیادی شعر حفظ هستید؛ تعدادی راجع به امام حسین علیه السّلام، تعدادی راجع به امیرالمؤمنین علیه السّلام، تعدادی راجع به مسائل توحیدی و عرفانی! اما الآن اگر بگویم بخوانید نمی‌توانید بخوانید! بعد می‌گویم آن شعر امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا که به فلان شخص گفتند را بخوانید، شما یک فکر می‌کنید؛ اینکه فکر می‌کنید یعنی نفستان دارد کار می‌کند، همین‌طور شماره می‌اندازد تا به پروندۀ آن شعر می‌رسد، بعد پرونده را بیرون می‌کشد و شروع به خواندن می‌کند. آن ارتباط بین نفس و معلومی را که شما از خزینه بیرون آوردید را علم می‌گویند و الاّ اصل خود آن صورت که در ذهن شما بوده است، شما برای خواندن شعر کتاب را که باز نکردید بلکه آن صورتی که در ذهن شما بوده است را حاضر کردید.

  • توضیح کیفیت علم امام به تمام عالَم

  • علمِ امام به همۀ اشیاء و ارادۀ امام هم از همین‌جا ناشی می‌شود. همۀ روایاتی که در اینجا داریم و همۀ آقایان در معنای آنها مانده‌اند و به‌همین‌خاطر تفسیر و توجیه می‌کنند؛ بعضی‌ها می‌گویند که اگر خدا بخواهد می‌دانند، بعضی‌ها می‌گویند نه خودشان می‌دانند، بعضی‌ها چیز دیگری می‌گویند. و معنای این روایاتی که می‌گویند: «إذا شاءوا علموا»1 چه می‌شود؟ تمام اینها خیلی راحت مثل آب خوردن حل می‌شوند.

  • تمام اشیاء در خزینۀ ذهن امام به‌نحو علم حضوری حاضر است منتها امام هر وقت که بخواهد اراده بکند آن شیء را از آن خزینه به ذهن می‌آورد و به عالَم نفس حاضر می‌کند. یعنی بین همان لوح محفوظ و بین ذهن خودش ارتباط برقرار می‌کند و از آنجا می‌گیرد و تازه در آنجا حاضر می‌کند. لوح محفوظ هم همان قلب امام است. این مسئله مربوط به اینجا بود که حالا به یک حاشیه راجع به علم امام هم رفتیم.

  • اما صحبت در اینجا راجع به این است که این جوهری که الآن قیام به ذهن دارد عارض بر این ذهن شده است و عروضِ آن هم به‌این‌صورت نیست که داخل در تحتِ مقولات شده باشد بلکه به‌این‌صورت است که بغل نفس ایستاده است، یعنی مفهوم عرضیّت بر این بار شده است. و به‌عبارت‌دیگر ما مجازاً می‌گوییم که این عارض شده است اما در واقع به‌همان جوهریّت خودش باقی است.

    1.  الکافی، ج 1، ص 258.
/ 0