اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اقوال در وجود ذهنی: متکلّمین، قائلین به شبح و سید صدرالدّین

نقد قول به شبح و قول به انقلاب ذاتی

0
منظومه
منظومه

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی قول متکلمین (ابطال شده): علم را صرف محاذات و ارتباط بین رائی و مرئی می‌دانند. با تصور معدوم مطلق و کلیات باطل است. قول قائلین به شبح (ابطال شده): می‌گویند شبح یا عکس شیء در ذهن می‌آید. اشکال: بسیاری از امور (مانند کلیات و مفاهیم) قابل شبح نیستند و این نظریه ارتباط با خارج را قطع می‌کند. قول سید صدرالدین (انقلاب ذاتی): می‌گوید ماهیّت در ذهن می‌آید، اما منقلب می‌شود و از مقوله خود (جوهر، کم و...) به مقوله کیف تبدیل می‌شود. عوارضی چون محل‌بودن از عوارض وجود خارجی‌اند و با تبدّل وجود، عوض می‌شوند. نقد بر سید صدرالدین: این قول با اصالةالماهیّه (که خودش قائل به آن است) منافات دارد، زیرا ماهیّت (که مَثار کثرت است) بدون ماده مشترک نمی‌تواند به ماهیّت دیگر انقلاب یابد. این حق برای وجود است (اصالةالوجود)، نه ماهیت.

بررسی اقوال در وجود ذهنی: متکلّمین، قائلین به شبح و سید صدرالدّین

6
  • بنابراین به آن چیزی که در ذهن آمده است علم نمی‌گویند و آن چیزی که به آن علم می‌گویند آن چیزی نیست که در ذهن آمده باشد، پس در این‌صورت اشکال مرتفع است. اینها می‌گویند آن چیزی که در ذهن می‌آید ماهیّت است ولی این اشکال ندارد چون ذهن یک عکس از آن ماهیّت برمی‌دارد که آن عکس، شبحی از آن ماهیّتی است که در ذهن آمده است، پس اشکال مرتفع می‌شود. فاضل قوشچی قائل به این مطلب هستند.1

  • عدم وجود دلیل برای قول به شبح

  • تلمیذ: ما در ذهن تعدّد مرئی نمی‌بینیم، پس چطور قائلین به شبح قائل به تعدّد هستند؟!

  • استاد: مرحوم حاجی هم همین را می‌فرمایند که این قولِ به تعدّد در مرئی، واضح البطلان است؛ به‌خاطر اینکه شما هیچ دلیلی برای این مسئله که می‌خواهید به‌وسیلۀ آن، اشکال را رد بکنید ندارید، بلکه فقط یک مطلبی را به‌هم بافته‌اید. شما دلیل بیاورید بر اینکه ما در نفس خودمان دو صورت را احساس می‌کنیم!

  • حالا اگر به‌خاطر اینکه اشکال را حل بکنید از خودتان یک چیزی بافته‌اید، خب در این‌صورت سه صورت درست کنید، چهارتا درست کنید! حالاکه قرار به درست کردن است بگویید که این در آن می‌افتد، آن در دیگری می‌افتد و آن هم در بعدی می‌افتد، و بعد ذهن از آن آخری یک عکس برمی‌دارد! ولی این «در اینجا و آنجا افتادن» که دلیل نمی‌شود!

  • شما باید بر اساس واقع و خارج یا بر اساس نفس و پدیده نفسانی و کیفیت نفسانی بگویید که وجود ذهنی این خصوصیّت را دارد ولی ما هرچه به خودمان نگاه می‌کنیم به‌غیر از یک صورت نفسانی در ذهنمان چیز دیگری احساس نمی‌کنیم. حالا اگر شما می‌خواهید بدون دلیل دو صورت درست بکنید، خب من ده تا درست می‌کنم!

  • عدم دفع شبهات واقعیّه با امور احتمالی

  • تلمیذ: آیا می‌توانیم بگوییم که شاید منظور قائلین به شبح هم این است که ماهیّت بعینه در ذهن آمده است و بعد از آن یک علمی حاصل می‌شود که از آنجا ما می‌فهمیم که صورت ماهیّت هم خود ماهیّت است؟ یعنی شاید این مسئلۀ تعدّد، امکان داشته باشد ولی هنوز ثابت نشده باشد!

    1.  شرح تجرید الاعتقاد (قوشجی)، ص 13؛ شرح المنظومه، ج 2، ص 129.