اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن

0
منظومه
منظومه

انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح می‌دهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی می‌کند. در ادامه، با استفاده از نمونه‌هایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان می‌دهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل می‌کند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک می‌پردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیق‌تر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

3
  • مطلب دیگری که از اینجا مورد استفاده قرار می‌گیرد معجزات انبیاء است یعنی می‌توانیم بگوییم که معجزات هم یکی از ثمرات مسئلۀ انقلاب است. در مسئلۀ انقلاب آن چیزی که انقلاب پیدا می‌کند همان نفس ماهیّتِ متلبّس به وجود است که تبدیل به یک ماهیّت دیگر می‌شود.

  • بررسی کلام علامه طباطبائی دربارۀ معجزه

  • در اینجا مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله علیه ـ یک بیانی دارند که البتّه ما می‌توانیم با غیر بیان ایشان هم مطلب را اثبات کنیم. ایشان می‌فرمایند که کاری که نبی یا ولیّ خدا در معجزه انجام می‌دهد این است که بدون اینکه به سلسۀ عِلَل حاکم بر عالَم امکان دست بزند، آن را فشرده و محدود می‌کند؛ مثلاً اگر یک شیئی بخواهد تبدیل به شیء دیگر بشود و انقلاب ذاتی در آن پیدا بشود، صدها سال وقت لازم دارد. من‌باب‌مثال اگر یک چوب بخواهد تبدیل به یک مار یا اژدها بشود صدها و بلکه هزارها سال وقت لازم دارد تا اینکه این چوب مثلاً خشک بشود، آرد بشود، خاکستر بشود، بعد آن خاکستر تبدیل به گیاه بشود و بعد آن گیاه تبدیل به حیوان بشود تا اینکه یک مار درست بشود!

  • پس این سلسلۀ عِلَل به‌حال خودش باقی است اما ولیّ خدا این سلسلۀ عِلَل را فشرده می‌کند و تمام این عِلَل در طرفةالعینی متحقّق می‌شوند بدون اینکه قاعدۀ علیّت دست بخورد و از جای خودش تکان بخورد. ایشان به این وسیله مسئلۀ معجزه را توجیه کرده‌اند و با قانون علّیّت وفق داده‌اند.1

  • اما آنچه که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که ما چه داعی داریم بر اینکه بگوییم در معجزه باید انقلابِ ماهیّت همراه با تسری سلسلۀ علّیّت باشد؟! بلکه ممکن است همان نفس ارادۀ ولیّ خدا ماهیّتی را به ماهیّت دیگر منقلب کند یا وجودی را از یک ماهیّت به ماهیّت دیگر تغییر بدهد. آنچه را که ما در مسئلۀ علّیّت لازم داریم این است که هیچ شیئی بدون علّت تحقّق پیدا نکند و حالاکه نفس ولیّ حاوی علّت است، دیگر چرا انسان برای حلّ مسئله این راه دراز را طی کند؟! بنابراین هم قاعدۀ علّیّت به‌حال خودش باقی و محفوظ است و هم انقلاب در اینجا خدشه پیدا نمی‌کند.

    1.  المیزان، ج 1، ص 75.