اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن

0
منظومه
منظومه

انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح می‌دهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی می‌کند. در ادامه، با استفاده از نمونه‌هایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان می‌دهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل می‌کند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک می‌پردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیق‌تر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

4
  • عدم انحصار اسباب در«اَبَی الله اَن یَجرِی الأُمُورَ إلاّ بِأسبابِها» به اسباب طبیعی

  • تلمیذ: در روایات داریم که الأساس في التفسير، ج ۷، سعيد حوي، ص ۷۳۸

  • «اَبَی اللهُ أن یَجرِی الأُمورَ إلّا بأسبابِها»؛1 یعنی خلقت خداوند در عالَم بر اساس اسباب است، پس چطور ممکن است که نفس ارادۀ نبی یا ولیّ خدا بدون اسباب، ماهیّتی را تبدیل به ماهیّت دیگر کند؟

  • استاد: روایات دربارۀ «أن الله إذا أراد شيئا هيأ أسبابه» «اَبَی اللهُ اَن یَجرِی الأُمورَ إلّا بأسبابِها» به‌حال خودشان باقی هستند چون قاعدۀ علّیّت یکی از اسباب تحقّق ممکن در عالَم امکان است. مسئلۀ علّت برای تحقّق یک شیء در عالَم، وسائطی را اقتضاء می‌کند؛ یعنی آن فیض باید از عالَم مجرّد بحت، تنازل پیدا کند تا بتواند در اینجا تحقّق پیدا کرده و برای این کار لاجرم باید عوالمی را طی کند و تمام اینها اسباب هستند. اما شما به چه دلیلی اسباب را منحصر در عوامل طبیعی می‌کنید؟! چرا باید اسباب منحصر در مسائل طبیعی و مواد باشد؟!

  • تلمیذ: چون ما الآن در عالم مادّه هستیم پس لا محاله باید اسباب هم به اسباب مادّی برگردند!

  • استاد: این اشکال ندارد، چون مسئله از عالَم بالا در نفس ولیّ خدا تنازل پیدا می‌کند و نفس ولیّ خدا هم آن را به یک مسئلۀ طبیعی برمی‌گرداند و قوانین طبیعی خودشان در سلسلۀ اسباب هستند. وقتی که یک شخصی حمد می‌خواند و مریض شفا پیدا می‌کند آیا این با «اَبَی اللهُ أن یَجرِی الأُمُورَ إلّا بأسبابِها» منافات دارد؟! حمد این شخص چه‌کار می‌کند؟ حمد او در عالَمِ لوح محفوظ پروردگار و آن عوالم بالا دخل و تصرّفاتی می‌کند تا اینکه مشیّتی که قرار است انجام بشود به یک مشیّت دیگر برگردد.

  • تغییر مشیّت پروردگار به‌واسطۀ بعضی از اعمال

  • اگر بخواهیم وارد این قضیّه بشویم می‌بینیم وادی عجیبی است! فرض کنید که تقدیر بر این است که بلایی به این شخص برسد ولی با صدقه دادن رفع می‌شود. در روایت داریم که اگر صدقه بدهید بلا رفع می‌شود.2 صدقه‌دادن فقط دادن یک پول است اما این پول چه تأثیری در تقدیر و مشیّت می‌کند؟ این پول می‌آید این مشیّت را به مشیّت دیگر برمی‌گرداند.

    1.  بصائر الدرجات، ج 1، ص 31:
      «حدّثنا أحمد بن محمد عن الحسین بن السعید عن محمد بن الحسین بن صغیر عمن حدثه عن ربعی بن عبدالله عن أبی‌عبدالله علیه السّلام أنّه قال: ”أبی الله أن یَجری الأشیاءَ إلّا بالأسباب، فَجَعَلَ لِکُلّ سببٍ شرحًا وَ جَعَلَ لِکُلّ شَرحٍ عِلمًا وَ جَعَلَ لِکُلّ عِلمٍ بابًا ناطقًا، عرفه مَن عرفه و جهله مَن جهله، ذلک رسول الله صلّی الله علَیه و آله و سلّم و نحن.“»
      ترجمه: «خدا خودداری و امتناع فرموده است که کارها را بدون اسباب فراهم آورد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد و برای هر سببی شرح و گشایشی مقرّر داشت و برای هر شرحی علمی گذاشت و برای هر علمی دربی ناطق نهاد، عارف حقیقی کسی است که این درب را شناخت و نادان حقیقی کسی است که به این درب نادان گشت، این درب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و ما هستیم. (محقق)»
    2.  الکافی، ج 7، ص 218:
      «عن أبی جعفرٍ علیه السّلام، قال: ”إنّ الصّدقةَ لَتَدفَعُ سَبعینَ بَلیَّةً مِنْ بلایا الدُّنیا مَعَ مِیتَةِ السَّوءِ، إنّ صاحبَها لا یموت مِیتَةَ السَّوءِ أبدًا، مَعَ ما یُدَّخَرُ لِصاحِبِها فی الآخِرَةِ“؛
      صدقه هفتاد گرفتاری از گرفتاری‌های دنیا و مرگ بد را دفع می‌کند، کسی که صدقه می‌دهد هرگز به مرگ بد از دنیا نمی‌رود، علاوه بر پاداش‌هایی که برای او در آخرت ذخیره می‌شود. (محقق)»