
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن
انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح میدهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، با استفاده از نمونههایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان میدهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل میکند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک میپردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیقتر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
5راجعبه حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام قضیّۀ خیلی مفصّلی است که با دادن صدقه بلا از فردی دفع شد. روایتی هم در این زمینه داریم 1 یا منبابمثال صلۀ رَحِم عمر را طولانی میکند، قطیعه رَحِم عمر را کم میکند، عیادت از مرضیٰ عمر را طولانی میکند، صدقه رزق را زیاد میکند و بلا را دفع میکند و امثالذلک مانند عاق والدین و رضایت والدین.
تمام این مسائل، اسبابُ الله هستند ولی صحبت در این است که تمام اینها همه بهجای خود محفوظ هستند و هیچکدام از اینها به دیگری دخل و ارتباطی ندارد؛ یعنی نمیتواند دیگری را از بین ببرد، و نفس ولیّ خدا هم در مافوق تمام این اسباب قرار دارد. بنابراین هم علل مادّی و هم علل مجرّد معنوی همه اسبابُ الله هستند. پس یکی از آن اسباب هم نفس خود ولیّ است که علّیّتش بهحال خودش باقی است و از بین نمیرود.
محلّ اشکال در مسئلۀ انقلاب در ذات
به مسئلۀ انقلاب در ذات و ذاتی در آنجایی اشکال وارد میشود که یک شیء بدون اینکه یک مادّۀ مشترک داشته باشد تبدیل به مادّۀ دیگری بشود. اما ما میبینیم این قضیّه در عالم مادّه اشکال ندارد چون آن هیولای مبهمه، مادّة المواد و مادّۀ مشترک بین ماهیّات مختلفة الحقایق است و طبق حرکت جوهریّه، تمام موجودات در عالم مادّه در حال انقلاب هستند: خاک تبدیل به گیاه میشود، گیاه تبدیل به حیوان میشود، حیوان تبدیل به نفس مجرّد میشود، آب تبدیل به بخار میشود، بخار تبدیل به آب میشود، آب و خاک تبدیل به گیاه میشوند، درختها و جنگلها تبدیل به هیزم میشوند و هیزمها تبدیل به ذغال میشوند و همینطور.... تمام این فسیلها، معادن، نفت و امثالذلک که پیدا میشوند بقایای موجودات زندۀ در میلیونها سال قبل است.
وقتی ما به تمام اینها نگاه بکنیم میبینیم در همۀ آنها انقلاب است ولی در این انقلاب، مادّۀ مشترک وجود دارد که آن مادّۀ مشترک، راسم وحدت بین ماهیّات مختلفه است و این اشکال ندارد. آن انقلابی که اشکال دارد این است که بدون اینکه یک مادّۀ مشترک وجود داشته باشد یک ماهیّت تبدیل به ماهیّت دیگر شود.
- امالی الصدوق، ص 500.
