اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

نقد کیف بودن صورت ذهنی و مسئله انقلاب ماهیت

14٬106
منظومه

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، صورت‌های ذهنی حقیقت مقولات را حفظ می‌کنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاین‌رو بسیاری از اشکال‌های مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف می‌شود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین می‌شود. استاد در ادامه مهم‌ترین اشکال‌های وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل می‌کند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان می‌دهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا به‌عنوان راه‌حل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم می‌شود.

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

توضیحات:

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، صورت‌های ذهنی حقیقت مقولات را حفظ می‌کنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاین‌رو بسیاری از اشکال‌های مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف می‌شود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین می‌شود. استاد در ادامه مهم‌ترین اشکال‌های وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل می‌کند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان می‌دهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا به‌عنوان راه‌حل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

11
  • تلمیذ: باز این مطلب هم با حرکت جوهری نمی‌سازد!

  • استاد: ولی با انقلاب می‌سازد و اشکالی هم ندارد! اشکال شما به این مطلب است که آن چیزی که در ذهن ما هست با آن چیزی که در خارج هست تطبیق نمی‌کند! ما می‌گوییم تطبیق می‌کند چون ما در اینجا ماهیّت را می‌فهمیم و فقط استغناءِ از محل و عدم استغناءِ از محل جایشان را عوض می‌کنند و فقط همین است و چیز دیگری نیست.

  • مبهم‌بودن تعریف جوهر

  • تلمیذ: آیا استغناءِ از محل، تمام الذّات برای جوهر نیست؟ به‌همین‌خاطر ما در تعریف جوهر می‌گوییم إذا وُجِدَ وُجِدَ لا فی موضوع!

  • استاد: استغناءِ از محل، تمام الذّات برای ماهیّت جوهر نیست بلکه این استغناءِ از محل را به‌عنوان کلی در تعریف جوهر آورده‌اند، یعنی لازمۀ وجود خارجی جوهر را در اینجا بیان کرده‌اند اما اگر شما الآن بخواهید خود جوهر را تعریف کنید چه می‌گویید؟ من‌باب‌مثال اگر بپرسند که استیل چیست؟ آیا شما می‌گویید که تعریف استیل این است که إن وُجِدَ وُجِدَ لا فی موضوع؟! بلکه در تعریف استیل می‌گویید که یک فلز و آهن کذایی است. یا اگر بپرسند الانسان ما هو؟ آیا شما در جواب می‌گویید که ان وُجِدَ فی الخارج وُجِدَ لا فی موضوع؟! یا اگر بپرسند دیوار چیست؟ آیا شما در جواب می‌گویید ان وُجِدَ فی الخارج وُجِدَ لا فی موضوع؟!

  • این‌طور نیست بلکه در اینجا لازمۀ وجود را بیان کرده‌اند، یعنی در اینجا وصف وجود را برای اینها آورده‌اند که اگر این جوهر بخواهد وجود پیدا کند باید در موضوع نباشد و در مقابل، اگر این عَرَض و مقوله بخواهد وجود پیدا کند وجودش باید در یک محلّی باشد.

  • تلمیذ: پس این جنس و فصلی که برای اشیاء می‌آورند چه می‌شود؟ من‌باب‌مثال ما می‌گوییم الانسانُ حیوانٌ ناطق، این حیوان و ناطق بالأخره ذاتی انسان هستند.

  • استاد: در اینجا اصل قضیّه را می‌برد روی این مطلب که إن وُجِدَ، نه‌اینکه بحث را ببرد روی اینکه اصل این ماهیّت چه چیزی است! لذا تعریف از جوهر یک تعریف مبهم می‌شود. در تعریف جوهر می‌گویند که جوهر آن چیزی است که اگر پیدا شود، در موضوع پیدا نمی‌شود. خب من که جوهر را نفهمیدم! چون شما در اینجا در تعریف جوهر گفته‌اید که اگر وجود پیدا کند در موضوع نیست؛ پس ذات جوهر چه چیزی است؟ یعنی در اینجا تعریف جوهر یک تعریف مبهم و تعریف به وصفِ وجود است و ما جوهر را به یک وصف مبهم تعریف کرده‌ایم.

/ 0