اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

نسبت حمل اولی ذاتی و حمل شایع در حل اشکال جزئی و کلی

14٬118
منظومه

وجود ذهنی و تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره آن، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهد که در مباحث فلسفی گاهی هدف کشف حقیقت یک مسئله است و گاهی پاسخ به اشکال‌هایی که درباره آن مطرح شده است، و بر همین اساس شیوه ورود ملاصدرا به بحث وجود ذهنی را بررسی می‌کند. سپس با شرح تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، معنای جزئی و کلی، عنوان حکایی الفاظ و نسبت مفهوم ذهنی با مصادیق خارجی را با نمونه‌های متعدد توضیح می‌دهد تا روشن شود چگونه یک مفهوم در یک اعتبار جزئی و در اعتباری دیگر کلی است. در پایان نیز نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با تکیه بر همین مبنا، پاسخ اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی و اجتماع اوصاف متقابل را ارائه می‌کند و چارچوب فهم این نظریه را روشن می‌سازد.

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

توضیحات:

وجود ذهنی و تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره آن، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهد که در مباحث فلسفی گاهی هدف کشف حقیقت یک مسئله است و گاهی پاسخ به اشکال‌هایی که درباره آن مطرح شده است، و بر همین اساس شیوه ورود ملاصدرا به بحث وجود ذهنی را بررسی می‌کند. سپس با شرح تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، معنای جزئی و کلی، عنوان حکایی الفاظ و نسبت مفهوم ذهنی با مصادیق خارجی را با نمونه‌های متعدد توضیح می‌دهد تا روشن شود چگونه یک مفهوم در یک اعتبار جزئی و در اعتباری دیگر کلی است. در پایان نیز نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با تکیه بر همین مبنا، پاسخ اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی و اجتماع اوصاف متقابل را ارائه می‌کند و چارچوب فهم این نظریه را روشن می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

6
  • این کلّیّتِ مفهوم به‌واسطۀ تقییدی که می‌خورد جزئی می‌شود تا اینکه در یک وجود واحد، متشخّص می‌شود که او ـ به‌اصطلاح ـ فرد می‌شود و حالاکه فرد شد می‌شود جزئی. پس جزئی به آن مفهومی‌ گفته می‌شود که ما نتوانیم آن را از مصداقش به غیر از آن مصداق گسترش و سرایت بدهیم. حالا یا خود لفظ، یک لفظی است که به تنهایی دلالت بر آن مصداق می‌کند یا بالأخره با توجه به قرائن و شواهد یک مفهومی از آن لفظ در ذهن می‌آید که آن مفهوم، وجودِ متشخّص است.

  • چون وجود، جزئی است پس همان‌طور که یک وجودی که متشخّص شد از نقطه‌نظر عینیّت قابل تکثّر نیست ـ یعنی وجود مماثل برای او هست ولی عین آن وجود دیگر تکرار نخواهد شد ـ، همین‌طور آن مفهوم و صورت ذهنیّۀ ما از این الفاظ که عبارت از همان وجود متشخّص خارجی است هم جزئی است و قابل تکثّر نیست. لذا وقتی که به شما می‌گویند فلان شخص را که پسر فلان و پدر فلان است و این خصوصیّات را دارد اکرام کن، شما فقط به درب خانۀ یک نفر می‌روید و دیگر درب ده خانه را که نمی‌زنید! بلکه فقط می‌گویید که منظور از این شخص، مشخّصاً این فرد است. یا وقتی که می‌گویند این پول را به فلان شخص که مثلاً پدرش و مادرش و خواهرش اینها هستند و این خصوصیّات را دارد بده، دیگر این شخص در همۀ قم منحصر در یک نفر می‌شود و شما دیگر درب صد خانه را که نمی‌زنید! بلکه فقط به درب یک خانه می‌روید. این مسئله به‌خاطر این است که الآن صورت ذهنیّه شما جزئی است و اگر صورت ذهنی شما در اینجا قابل تکثّر و صدق بر کثیرین بود باید برای شما تشتّت پیدا بشود، درحالی‌که این‌طور نیست.

  • تفاوت بحث صاحب کفایه در معانی حرفیّه با بحث وحدتِ حمل

  • تلمیذ: بحث ما بحث صاحب کفایه است، یعنی شمس الآن در خارج یکی است ولی ذهن صدتا مثل او را می‌تواند تصوّر کند.

/ 380