اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

نسبت حمل اولی ذاتی و حمل شایع در حل اشکال جزئی و کلی

14٬118
منظومه

وجود ذهنی و تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره آن، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهد که در مباحث فلسفی گاهی هدف کشف حقیقت یک مسئله است و گاهی پاسخ به اشکال‌هایی که درباره آن مطرح شده است، و بر همین اساس شیوه ورود ملاصدرا به بحث وجود ذهنی را بررسی می‌کند. سپس با شرح تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، معنای جزئی و کلی، عنوان حکایی الفاظ و نسبت مفهوم ذهنی با مصادیق خارجی را با نمونه‌های متعدد توضیح می‌دهد تا روشن شود چگونه یک مفهوم در یک اعتبار جزئی و در اعتباری دیگر کلی است. در پایان نیز نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با تکیه بر همین مبنا، پاسخ اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی و اجتماع اوصاف متقابل را ارائه می‌کند و چارچوب فهم این نظریه را روشن می‌سازد.

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

توضیحات:

وجود ذهنی و تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره آن، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا توضیح می‌دهد که در مباحث فلسفی گاهی هدف کشف حقیقت یک مسئله است و گاهی پاسخ به اشکال‌هایی که درباره آن مطرح شده است، و بر همین اساس شیوه ورود ملاصدرا به بحث وجود ذهنی را بررسی می‌کند. سپس با شرح تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، معنای جزئی و کلی، عنوان حکایی الفاظ و نسبت مفهوم ذهنی با مصادیق خارجی را با نمونه‌های متعدد توضیح می‌دهد تا روشن شود چگونه یک مفهوم در یک اعتبار جزئی و در اعتباری دیگر کلی است. در پایان نیز نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با تکیه بر همین مبنا، پاسخ اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی و اجتماع اوصاف متقابل را ارائه می‌کند و چارچوب فهم این نظریه را روشن می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توضیح دیدگاه صدرالمتألهین درباره وجود ذهنی

8
  • پس اگر شما بخواهید به مفهوم و معنای این لفظ ـ با صرف نظر از عنوان حکایی ـ نگاه کنید، قابلِ صدق بر کثیرین است اما وقتی به‌عنوان حکایت از خارج به او نگاه می‌کنیم در این‌صورت این زید بن اَرقم یک نفر بیشتر نیست. پس بحث کفایه با این بحث دوتا است، یعنی اگر بخواهیم خود مفهوم لفظ را من‌حیث‌هی و بدون عنوان حکایی در نظر بگیریم، دیگر شما می‌توانید برای هر لفظی با هر قید و قرائنی صدها و میلیاردها مصداق فرض کنید.

  • مثلاً اگر بگوییم زیدی است پسر فلان، نوۀ فلان، دایی فلان؛ همین الآن ما یک چنین کسی را درست می‌کنیم، یعنی یک زیدی را تصوّر می‌کنیم، اسمش را زید می‌کنیم، اسم پدرش را هم فلان می‌کنیم، اسم دایی او را هم فلان می‌کنیم که شاید حالا اگر ما هم این کار را نکنیم در دنیا یکی مثل این شخص باشد و هیچ دلیلی بر تشخّص این فرد نداریم.

  • اما در محاوره و معاهدات عرفیّه یک هم چنین کاری را نمی‌کنند؛ یعنی همیشه مفهومی که از یک لفظ به‌دست می‌آید و فهمیده می‌شود را با مُعَنوَن خارجی منطبق می‌کنند، یعنی می‌گویند که مُعَنوَن خارجی این مفهوم چیست؟ لذا شما اگر به کسی بگویید که زید بن ارقم این‌طور گفته است، آن شخص نمی‌گوید که «زید» یک معنای کلّی دارد، «ابن» هم یک معنای کلّی دارد و «اَرقم» هم معنای کلّی دارد پس اصلاً ما از این لفظ چیزی نمی‌فهمیم! یعنی چون زید بن ارقم کلّی شد و ما نمی‌دانیم منظور شما از زید بن ارقم کدام زید است بنابراین ما از این لفظ هیچ نمی‌فهمیم.

  • ما یک‌وقتی درس آقا شیخ مرتضی حائری ـ رحمة الله علیه ـ می‌رفتیم، خدا بیامرزدشان! ایشان چون اهل فلسفه نبودند می‌گفتند که بحث توارد عِلَلِ متعدّده بر معلول واحد ـ که حکماء آن را رد می‌کنند ـ اشکال ندارد چون ممکن است که چند علّت به‌نحو مستقل بر یک معلول واحد بیایند! می‌گفتند مثلاً دو نفر هستند که هر دو هفت‌تیر می‌کشند و به یکی می‌زنند، الآن این علّت از نقطه‌نظر قتّاله‌بودن با آن علّت دیگر از نقطه‌نظر قتّاله‌بودن با هم تعارض کرده و تساقط می‌کنند، در نتیجه مقتول زنده می‌شود و دنبال زندگیش می‌رود! این‌طوری هُو می‌کردند و مسخره می‌کردند. ولی متوجّه نبودند که باز در اینجا یک علّت است که آن شخص را از بین برده است و اصلاً معنای علّیّت این نیست. این تیر علّت نیست بلکه معدّ برای قتل است.

/