اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیح کلام ملاصدرا درباره وجود ذهنی و صورت ذهنی

تفاوت حکایت از واقع با آثار وجود ذهنی

14٬081
منظومه

وجود ذهنی و صورت ذهنی محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه ملاصدرا در پاسخ به اشکال‌های وارد بر وجود ذهنی می‌پردازد. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه صورت ذهنی می‌تواند از نظر ماهیت، همان حقیقت خارجی را نشان دهد، در عین حال از نظر وجود، ویژگی‌های متفاوتی داشته باشد. سپس با استفاده از نمونه‌هایی مانند تصویر انسان، عکس و نقاشی، تفاوت میان «حکایت از واقع» و «وجود خودِ صورت ذهنی» توضیح داده می‌شود و معنای حمل اولی ذاتی و حمل شایع روشن می‌گردد. در ادامه، دیدگاه سید صدرالدین با نظر ملاصدرا مقایسه و اشکال‌های وارد بر نظریه انقلاب جوهر به عرض بررسی می‌شود. حاصل بحث این است که ماهیت در ذهن و خارج از جهت حکایت، واحد است؛ اما وجود صورت ذهنی از جهت آثار، در مقوله‌ای دیگر قرار می‌گیرد و همین تفکیک، بسیاری از اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی را برطرف می‌کند.

توضیح کلام ملاصدرا درباره وجود ذهنی و صورت ذهنی

توضیحات:

وجود ذهنی و صورت ذهنی محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه ملاصدرا در پاسخ به اشکال‌های وارد بر وجود ذهنی می‌پردازد. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه صورت ذهنی می‌تواند از نظر ماهیت، همان حقیقت خارجی را نشان دهد، در عین حال از نظر وجود، ویژگی‌های متفاوتی داشته باشد. سپس با استفاده از نمونه‌هایی مانند تصویر انسان، عکس و نقاشی، تفاوت میان «حکایت از واقع» و «وجود خودِ صورت ذهنی» توضیح داده می‌شود و معنای حمل اولی ذاتی و حمل شایع روشن می‌گردد. در ادامه، دیدگاه سید صدرالدین با نظر ملاصدرا مقایسه و اشکال‌های وارد بر نظریه انقلاب جوهر به عرض بررسی می‌شود. حاصل بحث این است که ماهیت در ذهن و خارج از جهت حکایت، واحد است؛ اما وجود صورت ذهنی از جهت آثار، در مقوله‌ای دیگر قرار می‌گیرد و همین تفکیک، بسیاری از اشکال‌های مربوط به وجود ذهنی را برطرف می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توضیح کلام ملاصدرا درباره وجود ذهنی و صورت ذهنی

14
  • شما در اینجا دارید بین جنبۀ حکایت و نفس را خلط می‌کنید. شما برای این عکسی که در اینجا می‌بینید دو لحاظ می‌کنید: یک لحاظ عَرَضیّت روی این عکس دارید که این لحاظ، آن را داخل در تحتِ مقولۀ کیف کرده است، و یک لحاظ حکایت نسبت به این عکس دارید که آن را داخل در تحتِ همان مقولۀ خارج می‌کند. تصویر ذهنی شما هم همین‌طور است، منتها در عکس، دستگاه آن را چاپ کرده است و در تصویر ذهنی شما، ذهن آن تصویر را به خودش چسبانده است؛ هر دو یکی هستند. لذا همین مسئله دلیل بر این است که تا شما به یک عکس نگاه می‌کنید می‌گویید این همان است که در ذهن من بود، این همان است که من آن را می‌شناختم! اینکه می‌گویید این همان است که من آن را می‌شناختم یعنی این تصویر ذهنی با همین خصوصیّات سال‌ها در ذهن بنده بوده است که شما الآن آن را به من نشان داده‌اید، به‌طوری‌که من بین آن تصویر ذهنی و ادراک خودم هیچ فرقی نمی‌گذارم.

  • نتیجه‌گیری بحث دربارۀ کلام صدرالمتألّهین در وجود ذهنی

  • کار نقّاش مگر غیر از این است که تصویر ذهنی را روی کاغذ می‌کشد؛ یعنی آن چیزی که در ذهنش است را روی کاغذ می‌آورد. حالاکه آن را روی کاغذ آورد، آن چیزی که روی کاغذ است فقط رنگ است، پس آن رنگ نسبت به کاغذ عَرَض می‌شود؛ یعنی نسبت به محل، کیف می‌شود و آن محل، جوهر است. یعنی آن کاغذ از نظر حمل شایع فردی از جوهر می‌شود و این رنگ فردی از کیف می‌شود. اما اگر به خود همین تصویر نگاه بکنیم و بگوییم که آن را برای ما تعریف بکنید، شما می‌گویید که این کیفی است که بر این کاغذ عارض شده است و این کاغذ، جوهر است و...؛ یعنی بحث، دیگر در جنبۀ حدودِ ماهوی این تصویر به‌عنوان حکایت از یک امر واقع می‌رود و شما وقتی که این تصویر را حکایت می‌کنید، دارید واقع را حکایت می‌کنید، لذا ما می‌گوییم همان ماهیّت خارجی در ذهن می‌آید و یک امر است که شما دارید آن را بیان می‌کنید، شما همان ماهیّت خارجی که در ذهنتان است را دارید بیان می‌کنید، منتها این ماهیّتی را که در ذهنتان بیان و تصوّر می‌کنید همان ماهیّت خارج است و با آن در اینجا عینیّت دارد. و اگر اینها دوتا بودند این تعریف شما با آن تعریفِ خارج منطبق نبود. پس چون ماهیّت در ذهن و در خارج یک چیز است، این تعریف شما از ماهیّت در ذهن به همان چیزی می‌خورد که در خارج است.

/ 613