
وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله
توجیه محقق دوانی و ملاصدرا در کیفیت صدق مقولات در ذهن
وجود ذهنی و اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با طرح اشکال مشهور درباره حقیقت صورتهای علمی، ابتدا دیدگاه محقق دوانی را بررسی میکند که اطلاق «کیف نفسانی» بر علم را از باب تشبیه و مسامحه میداند و علم را از مقوله همان معلوم معرفی میکند. سپس پاسخ صدرالمتألهین بر پایه تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع را توضیح میدهد و نشان میدهد چگونه این مبنا اشکال اجتماع دو مقوله را برطرف میکند. در ادامه، با تبیین نسبت صورتهای علمی، کلیات عقلی، نفس و اتصال به نفسالامر، جایگاه ادراک و اتحاد علم و معلوم روشن میشود و نقش ابزارهای مادی در فرایند ادراک نیز تبیین میگردد. حاصل این بحث، روشنشدن مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به مهمترین اشکال وارد بر آن، بدون گرفتار شدن در تناقض میان مقولات است.
وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله
4اینکه گفتند عَرَض باشد ولی نه در مقام ذات، یعنی خودش از مقولۀ اعراض نباشد بلکه عرضیّت بر آن، عارض شده باشد. همانطور که شما ممکن است بگویید که خود وجود خارجی هم عارض و حالّ میشود؛ اگر شما آبی را در یک لیوان بریزید، به خود این عروض و حالّ در یک مکان میگویند ولی این دلیل نمیشود که آب از جوهریّت خودش بیفتد.
پس ما به این نحوه میتوانیم کلام محقق دوانی را توجیه کنیم و بگوییم پس یک شیء در تحتِ دو مقوله نیست. یعنی بهخاطر تشابهی که بین کیف خارجی و کیف ذهنی هست میگوییم که این از همان مقوله است. البتّه بعداً خود مرحوم حاج ملاّهادی همین کلام محقق دوانی را تقویت میکند و این را به عنوان نظر برای خودشان قرار میدهند، نه کلام صدرالمتألّهین که علم را از مقولۀ کیف گرفتهاند.
اختلاف حمل، جواب مرحوم صدرالمتألّهین به اشکالات منکرین وجود ذهنی
آخرین توجیهی که دربارۀ وجود ذهنی شده است، توجیه مرحوم صدرالمتألّهین است که فرمودهاند:
(بِحَمْلِ ذَاتٍ) أی بِالحَملِ الأوَّلیِّ الذّاتِی، (صُورَةٌ)، عِلمِیَّةٌ مِن کُلِّ مُمکِنٍ، به حمل اوّلی ذاتی صورت علمیّۀ از هر ممکن (مَقُولَةٌ) مِن المَقُولاتِ و مقولهای خود همان مقوله است: جَوهَرٌ أو کَمٌّ أو کیف أو غَیرُها. صورت علمیّۀ جوهر داخل در مقولۀ جوهر است، صورت علمیّۀ کمّ داخل در مقولۀ کمّ است و صورت علمیّۀ کیف داخل در مقولۀ کیف است.وَ أمّا بِالحَملِ الشّایِعِ فَهِیَ کیفٌ اما به حمل شایع این صورت علمیّه، کیف است،
به این نحو که چون آثار وجودی کیف را دارد لذا به حمل شایع کیف میشود.
وَ لا مُنافاةَ و دیگر در اینصورت هیچ منافاتی هم وجود ندارد؛لإختِلافِ الحَملِ چون دو حمل دراینجا متحقّق شده است.کَمَا أنَّ الجُزئِیَّ جُزئِیٌّ بِأحَدِ الحَملَینِ کما اینکه جزئی به حمل اوّلی ذاتی جزئی است وَ لَیسَ بِجُزئِیٍّ بِالآخَرِ ولی به حمل شایع صناعی، دیگر جزئی نیست
چون جزئی به حمل شایع صناعی بر همۀ افراد خارجی صدق میکند، یعنی تمام افراد خارجی فردِ برای مفهوم جزئی هستند (پس این جزئی منطبق بر تمام افراد خارجی است و چیزی که بر همۀ افراد منطبق است دیگر کلّی میشود. همانطور که ماهیّتِ انسان بر همۀ افرادش از حسن، حسین، تقی و... منطبق است. هر مفهومی که دارای مصادیقی است، بهلحاظ آن مصادیق خودش، کلّی میشود اما بهلحاظ خود مفهومش جزئی است. پس بین ایندو تنافی وجود ندارد چون حملها مختلف هستند).
