
تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری
بررسی نسبت صورت ذهنی، علم و مقوله کیف
وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورتهای ذهنی توضیح میدهد. سپس نشان میدهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد میکند. در ادامه، استدلالهای این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی میشود و با مثالهای متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن میگردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، بهویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره میکند و نشان میدهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.
تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری
توضیحات:
وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورتهای ذهنی توضیح میدهد. سپس نشان میدهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد میکند. در ادامه، استدلالهای این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی میشود و با مثالهای متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن میگردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، بهویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره میکند و نشان میدهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.
تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری
7توضیح کیف بودن تغییر حالات با ذکر چند مثال
ما وقتی یک درسی را میخوانیم بعد از خواندن آن درس میبینیم که یک چیزی به ما اضافه شده است و یک تغییری در ما پیدا شده است، بهنحوی که وقتی از این اطاق بیرون میرویم میبینیم که حالمان با زمان آمدن به داخل اطاق فرق کرده است و یک تغییرِ حالت و اضافهای را در خودمان احساس میکنیم و میبینیم.
این حالت ـ که ما یک چیزی را در خودمان احساس میکنیم ـ بهخاطر ارتباطی است که بین ما و بین آن معلوماتی که در عرض این یک ساعت پیدا کردهایم بهوجود آمده است. اگر شما در این اطاق میآمدید و مطلبی گفته نمیشد در اینصورت تغییر حالتی هم در خودتان احساس نمیکردید، یا اگر شما در این اطاق نمیآمدید ولی در این اطاق مطالبی گفته میشد باز هم تغییر حالتی در خودتان احساس نمیکردید. اینکه شما در این اطاق آمدید و در این اطاق مطالبی مطرح شد سبب شد که بین شما و بین این مطالب ـ بهواسطۀ گوش و چشم ـ یک ارتباطی برقرار شود. حالا یک مسائلی را در خودتان احساس میکنید، لذا میگویید من امروز این مطلب و این مطلب را یاد گرفتم. این حالتی که در خودتان میبینید و بهخاطر آن میگویید که من این مطلب و این مطلب را یاد گرفتم عبارت است از تغییر حالی که قبلاً در شما نبوده است و بعداً پیدا شده است؛ اسم این را کیف نفسانی میگذاریم.
حالا، اگر از شما بپرسند چه چیزی یاد گرفتید؟ آن مطالبی را بیان میکنید که عبارت از صور ذهنیه هستند ولی حال درونتان را که نمیتوانید اظهار کنید؛ فقط مطالب را بیان میکنید. آن حالی که بین شما و بین این صُوَر هست را نمیتوانید بیان کنید و نمیتوانید آن را در خارج نشان بدهید. آن ارتباطی که بین شما و بین یک صورت زیبا برقرار هست را نمیتوانید ابراز کنید چون آن ارتباط مربوط به نفس شما است. شما میتوانید برای رفیقتان صورت زیبا را توصیف کنید که چشمش اینطوری است، بینی او اینطوری است، ابروهایش اینطوری است و...! اینها را میتوانید بیان کنید اما هیچوقت نمیتوانید حال و ارتباط خودتان را با آن صورت ابراز کنید چون این مربوط به شما و از آنِ خودتان است و امکان ندارد که بیان شود. میتوانید بگویید که من خیلی دوستش دارم اما آیا واقعاً آن محبّتی که بین شما و بین او است را میتوانید بیان کنید؟! آیا او میتواند آن را بفهمد؟! هیچوقت نمیتواند آن را بفهمد چون این یک امری است که مربوط به شماست.
