جلسه ۵۳
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (3)
جلسه ۵۳
10حالا این مسئله هم همینطور است؛ یکوقت میگوییم که خدا در آسمان و زمین است، و یکوقت میگوییم که آسمان و زمین خالی از خدا نیست. خدا در آسمان و زمین است مثل قضیّۀ همان یهودی است که نزد ابابکر آمد و گفت: «خدای تو در کجا است؟» گفت: «خدای من در آسمان است»، گفت: «پس زمین خالی از خدا است؟! خدایی که در آسمان باشد و در زمین نباشد که خدا نیست!» ابوبکر گفت: «این را بزنید و بیرون کنید!» چون نتوانست جواب بدهد گفت که بزنید و بیرونش کنید. اگر راست میگویی جوابش را بده! بالأخره دارد سؤال میپرسد.
توضیح معنای علم و عالِم و معلوم در نفس بنا بر نظر مرحوم حاجی
مرحوم حاجی در اینجا تصویر وجود ذهنی و اتّحاد را به این شکل معنا کرده که وقتی میگوییم نفس، آن صورت را میسازد، معنایش این است که نفس خود را به یک صورت دیگری غیر از صورت اول تغییر میدهد، یعنی نفس در خودش دگرگونی ایجاد میکند و این دگرگونی سه جهت به خود میگیرد: جهت اول این است که نفس، فاعل است و این کار را انجام میدهد؛ پس از این جهت میشود عالِم، علّت و فاعل. جهت دوم این است که نفس در خودش این تغییر را ایجاد میکند؛ پس خودش میشود معلول، مفعول و معلوم؛ معلومی را ایجاد میکند یعنی خودش را تغییر میدهد. جهت سوم هم ایجاد کردن است که همان نسبت علم است، یعنی به انتسابی که بین معلوم و بین نفس است علم میگویند. اسم آن حالتی که نفس به خودش میگیرد علم است، اسم آن جهتی که در او پیدا میشود علم است.
پس یک صورتی نبوده است و بعد پیدا شده است و این همان معلوم است و هیچ شکّی در آن نیست. نفس را هم میدانیم که عالِم نبوده است و بعد عالِم شده است، این هم همان جهت عالِم است. بعد میدانیم که یک تغییری در این نفس پیدا شده است که اسم آن، علم است.

