جلسه ۵۳
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (3)
جلسه ۵۳
2بسم الله الرحمن الرّحیم
اشکالات وارده بر کیف نفسانی بودن علم
در باب اتّحاد عاقل و معقول عرض شد که منظور از اتّحاد عاقل با معقول و عقل بهعنوان تمثیل و تشبیه عبارت از اکتساءِ مادّه به صورت است، یعنی لباسی که ذهن میپوشد و فعلیّتی که پیدا میکند را تشبیه به مادّه کردهاند.
نکتهای که در اینجا باقی میماند این است که با وجود قول به اینکه علوم و تصوّرات ما به حمل شایع کیف نفسانی هستند، آیا این مطلب محقق میشود یا نه؟ قطعاً قول به کیف با اتّحاد عاقل و معقول در دو وادی متفاوت قرار دارند و هیچگونه ارتباطی بین این دو مطلب نیست؛ چون کیف یک عَرَضی است که عارض بر معروض میشود و زائل میگردد و دوباره عَرَض دیگری بر او بار میشود، درحالتیکه معروض همچنان بهجای خودش باقی است. شما یک صفحۀ کاغذ را میتوانید به رنگ سفید دربیاورید، بعد آن سفیدی را زائل و آن را قرمز کنید، دوباره قرمزی را زائل و آن را سیاه کنید. در اینجا میبینید که کاغذ همچنان بهحال خودش باقی است؛ یعنی نه چیزی به کاغذ اضافه شده است و نه چیزی از کاغذ کم شده است، نه رتبهای به این کاغذ اضافه میشود و نه رتبهای از او کم میشود.
علاوۀ بر این، اشکال دیگری که در اینجا وارد میباشد این است که عَرَض هیچوقت معلول برای معروض خودش نیست بلکه معلول شیء دیگری است؛ منبابمثال اگر رنگی از صفحۀ کاغذ محو بشود علّتش خود کاغذ نیست بلکه علّتش چیز دیگری است؛ حالا علّت آن یا آفتاب است و یا علّت فاعلی دارد و فاعلی این کار را انجام میدهد و امثالذلک. ولی ما در باب تحقّق صُوَر در ذهن گفتیم که علّت برای تحقّق صُوَر خود ذهن است، یعنی ذهن صُوَر را در خودش خلق میکند، پس چگونه ممکن است که این صُوَر عارض بر آن باشند؟!

