جلسه ۵۴
توضیحات:
اشکالات بر اتحاد عاقل به معقول
جلسه ۵۴
6بله، برای نفوسی که نفوس ناقصه هستند و آنطورکه باید و شاید نمیتوانند مقام جامعیت را داشته باشند، ادراک صُوَر مختلفه چه بهصورت تخیّل و چه بهصورت تعقّل، متعسّر و مشکل است و یا بگوییم متعذّر است.
تلمیذ: آیا نفوس ناقصه بههیچنحوی نمیتوانند چنین ادراکی داشته باشند؟
استاد: منظور بهنحو تام است؛ یعنی همانطوریکه توجّه کامل به یک صورت دارد توجّه کامل و تام بهصورت دیگر هم داشته باشد. گفتیم که این متعسّر است البتّه نمیخواهیم بگوییم که متعذّر و ناممکن است! و در مرحلۀ تعقّل هم مطلب به همین کیفیت است.
لزوم تقدّم مبحث علیّت بر مبحث بسیطالحقیقة در حکمت
بعداً به کلام مرحوم ملاّصدرا و بقیّه ابحاث میرسیم که منظور ایشان از تضایف چیست و اشکال مرحوم حاجی چیست؟ و اینکه آیا این اشکال وارد است یا وارد نیست؟ که میگوییم این اشکال وارد نیست و مرحوم آقا میرزا مهدی آشتیانی هم جواب ایشان را دادهاند که جواب ایشان را بعداً عرض میکنیم، یعنی وقتی همان مطلب مرحوم ملاّصدرا را نقد کردیم و اشکال مرحوم حاجی را مطرح کردیم، آن وقت روشن میشود که اشکال به مرحوم آخوند وارد نیست.
مرحوم حاجی یک تاییدی، حالا اسم تایید را نیاوریم بلکه بگوییم که یک مثالی را در اینجا میزنند که این مثال را هم از مرحوم آخوند گرفتهاند و آن مثال این است که نفس در مقام جامعیت خودش دارای دو جهت و دو جنبه است، یعنی نفس چون جامعیت دارد و آن جامعیت ملزومِ تجرد است و تجرد، علّت و ریشۀ برای این مطلب است؛ لذا نفس هم از این نقطهنظر میتوانیم بگوییم که واجدِ معنای وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است.
انشاءالله این مسئله را در بحث «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها» بیان میکنیم. و در مطالبی که تابهحال گفته شده است هم به این مسئله کم و بیش اشاره شده است که چطور ممکن است یک ذات در مقام علیّت، تنزّل به مقام معلول خودش پیدا بکند، و اصلاً لازمۀ هر علّتی همین است. در بحث علیّت دوباره این مطلب را بحث میکنیم و قاعدتاً باید بحث علیّت را زودتر از بحث بسیطالحقیقة بیاوریم. این مسئله در بحث علیّت و معلولیّت؛ «الفریدة السابعة فی العلّة و المعلول» هست؛ یعنی امکان ندارد ایشان قبل از اینکه بحث علیّت را بیاورند بحث بسیطالحقیقة را مطرح کنند. مرحوم حاجی بحث بسیطالحقیقة را در بحث «بساطته تعالی» مطرح میکنند.1
- . شرح المنظومه، ج 3، ص 535.

