جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
5نکتۀ سلوکی در لزوم عدم خلط بین وظایف قوا توسط انسان
این مطالب ثمرات خیلی عجیب و سلوکی دارد که چطور هر کدام از قوای انسان یک وظیفۀ خاصّ به خودشان را انجام میدهند و انسان نباید بین وظایف این قوا خلط بکند؛ عقل یک وظیفه دارد، احساس یک وظیفه دارد، باطن و سرّ انسان هم یک وظیفۀ دیگری دارد! تمام اینها مُعِد و مؤیّد یکدیگر هستند و اینها هر کدامیک حالت بهخصوصی برای خودشان دارند.
مثالی دیگر برای لزوم سنخیّت و تناسب بین ظرف و مظروف
بنابراین وعاء و ظرفِ آن صُوَری که جنبۀ تجرد و جدایی از مادّه را دارند یک وعاء و ظرف خاصّ بهخودش است. آن ظرف، ظرفی است که سنخیّت و تناسب با این صُوَر دارد پس آن ظرف امکان ندارد که مادّه باشد. یعنی امکان ندارد شما در تمام بدنتان بگردید و یک جا از عصب مغزتان را پیدا بکنید که مسائلی را که حل میکنید در آنجا باشد، یا امکان ندارد شما یک جای کبدتان را پیدا بکنید که آن حالت عاطفه و احساس محبّتتان در آن جای بخصوص کبد باشد.
شما اگر الآن بخواهید داخل این اطاق را نگاه بکنید میبینید در یک گوشۀ از این اطاق بهعنوانمثال پتو است، یک گوشهاش متکّا است، یک گوشهاش پارچ و لیوان است، یک گوشهاش تشک و لحاف است، یک گوشهاش کتاب است، یک گوشهاش میز است، یعنی این اطاق پر است از اشیائی که این اشیاء با مکانیّت این اطاق سازگار هستند. اما امکان ندارد که در این اطاق بگردید و ببینید که در یک گوشهاش عاطفه باشد، در یک گوشهاش یک صورت باشد، در یک گوشهاش محبّت باشد، این فرش است که در اطاق است محبّت که در مکان نمیگنجد. امکان ندارد در یک گوشهاش غضب باشد، در اطاق که غضب نداریم! چون غضب یک حالت نفسانی است که با مادّه سر و کار ندارد. معنا ندارد که در یک گوشۀ این اطاق شهوت باشد یا در یک گوشۀ این اطاق فکر و عقل باشد.

