جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
6لزوم تعویض لباس مادّی با مجرّد در صُوَر مادّی بهخاطر سنخیّت با نفس
حالا بحث ما برمیگردد به مجرّد؛ وقتی که این صورت به اصطلاح عرفی میخواهد مرحلۀ تجرد پیدا بکند و وارد در ذهن بشود و حالّ بشود، گرچه حالّ در اینجا معنا ندارد، چه جنبهای به خود میگیرد؟ تا بهحال فینفسه و لذاته بود یعنی برای خودش بود ولی از این به بعد آن فینفسه و لغیره هر دو یک جنبه پیدا میکنند بهخاطر اینکه چطور ممکن است این صورت که صورت مادّی است در نفس قرار بگیرد؟! یعنی امکان تقرّر آن در نفس معنا ندارد. پس این صورت مجبور است که لباسش را به یک لباس مجرّد عوض بکند تا سنخیّت با نفس پیدا بکند و بعد بتواند داخل نفس برود.
حالا سؤال این است که چه کسی این کار را انجام میدهد؟ آیا مغز انجام میدهد؟! درحالیکه مغز خودش مادّی است. آیا ما عضو دیگری در بدن داریم که این عمل را انجام میدهد؟! هر عضوی را که نام ببرید، خود آن عضو هم مادّی است و از مادّی غیر مادّی ایجاد نمیشود چون مادّی بالأخره مادّه است. پس آن عضو مادّی و فیزیکی در بدن که باعث تبدیل و تغییر این صورت مادّی به صورت مجرّده میشود کدام است؟! کدامیک از این سلولهای مغزی ما این کار را انجام میدهد؟! هیچکدام نمیتوانند این کار را بکنند چون شما دست روی هر چیزی که بگذارید میبینید جنبۀ مادّی دارد.
مجرّد بودن اعداد دلیل بر لزوم تجرد داشتن صُوَر در نفس
حالا از این قضیّه میگذریم و راجع به تفکّرات خودمان صحبت میکنیم؛ آیا اعداد جنبۀ مادّی دارند یا مجرّد؟ معلوم است که مجرّد هستند. عدد دو مجرّد است یا مادّی؟ مجرّد است، اگر مادّی است شما آن را به من نشان بدهید، چون اگر مادّی است باید بتوانید آن را نشان بدهید. اعداد جنبۀ تجرد دارند، ریاضی یعنی مجرّد؛ کسی که در ریاضیّات خیلی قوی است یعنی تجرّدش زیاد میشود. شما در جواب بگویید که این دوتا فرش در خارج دیگر دو میشوند! میگوییم که این فرش است، عدد دو را به من نشان بده! این فرش مادّی و پشم است، قبول داریم روی چشممان هم میگذاریم ولی شما عدد دو را نشان بده!

