جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
8اصلاً بگوییم که این عدد انتزاعی است، در اینصورت سؤال میکنیم که مابهالانتزاع آن چیست؟ منبابمثال این یک فرش برای خودش است؛ آیا عدد را من از رنگش انتزاع کردم، از نخ آن انتزاع کردم، بالأخره عدد را از چه چیزی انتزاع کردم؟ یعنی آن جنبهای که این به خود گرفته است باز جنبۀ مجرّد است، یعنی خود نفس انتزاع آن هم باز مجرّد است؛ بهخاطر اینکه چیزی از این فرش در من نیامد تا اینکه آن، یک صورت ذهنیّه باشد. مثلاً بنده چشمهایم را بستهام و همینطوری میگویم که «سه سهتا نهتا»، و هیچ مابإزائی هم در نظرم نیست، این میشود صورت مجرّده.
حالا این مثالی که بنده زدم یک مثال خیلی روشن برای این مسئله است و الاّ مثالهای خیلی زیادی برای این مسئله وجود دارد. در ادلّۀ اثبات تجرد نفس ماشاءالله ادلّه در آنجا هست که ابن سینا وقتی بحث تجرد نفس را در شفا میکند این ادلّه را میآورد و ادلّۀ خوب، متین و وزینی هم هستند.1
عدم امکان تصوّر معقول بدون عاقل مسلک ملاّصدرا در اتّحاد عاقل و معقول
بههرحال این صورتی که الآن در ذهن نقش بسته است صورت مجرّده میشود، سؤال میکنیم که این صورت مجرّده را چه کسی درست کرده است؟ در اینجا دو مسلک وجود دارد؛ یکی مسلک مرحوم آشتیانی و بعضی دیگر است که خیال میکنم صدرالمتألّهین هم همین مسلک را دارند و یکی مذهب مقابل آنها است. البتّه ما نمیتوانیم به این بزرگان ایراد بگیریم بلکه باید مطالب آنها را توجیه بکنیم و آن مسلک این است که خود این صورت دو جنبه دارد، یک جنبه با عقل فعّال دارد. یعنی خود این صورت فیحدّ نفسه یک جنبه معقولیّتی دارد چه اینکه عاقلی آن را تصوّر بکند یا نکند.2 حالا این جنبۀ معقولیّت را چه کسی به این صورت داده است؟ میگویند که این صورت بهواسطه افاضۀ عقل فعّال جنبۀ معقولیّت پیدا کرده است. اینجا همانجایی است که مرحوم سبزواری به مرحوم آخوند ملاّصدرا اشکال وارد میکند و اشکالش هم وارد است.3 این عقل فعّال این صورت را افاضه میکند و بهوجود میآورد، و از آنجایی که این صورت ممکن نیست تحقّق پیدا بکند مگر در نفس، بنابراین با نفس که تعقّل این صورت را میکند وحدت پیدا میکند. این یک برهان!
- . الشفاء(الطبیعیّات)، ج 2، ص 187.
- . الحکمة المتعالیة، ج 3، فصل 7، ص 313 تا 317.
- . شرح المنظومة، ج 2، ص 149.

