جلسه ۵۸
توضیحات:
مسلک تضایف
جلسه ۵۸
4کیفیت استفادۀ مرحوم آخوند از تضایف برای اتّحاد عاقل و معقول
حالا چطور حسن میتواند اینها را تعقّل بکند؟ آن به این صورت است که عقل فعّال این نفس را دستکاری میکند و نفس قوای خودش را بهکار میاندازد، این صورت عقل فعّال در نفس جا باز میکند و مینشیند، پس با نفس متّحد میشود. که از اینجا ما بعداً به یک مسائل دیگری که در بحث وجود ذهنی هستند میرسیم، که اگر به عنوان حلول باشد چطور است و اگر به عنوان صدور باشد چطور است؟ آیا جنبۀ عرضی به خودش میگیرد یا جنبۀ جوهری؟ که این مسئله برای آنجا باشد چون فعلاً ما در بحث اتّحاد عاقل و معقول صحبت میکنیم.
مرحوم آخوند میفرمایند که بنابراین مسلک تضایفی که در اینجا هست که هیچ معقولیّتی بدون عاقلیّت معنا ندارد ما استفاده میکنیم که وجودِ معقول همان وجودِ عاقل است منتها اینها در یک رتبۀ واحده قرار گرفتهاند، یعنی ما میبینیم که معقول از آن نقطهنظر که خودش یک وجود فی نفسه است از همان نقطهنظر عاقل است، یعنی معقول از عاقل زائیده و جدا نشده است بلکه معقول همان عاقل است منتها دو صورت به خود گرفته است. مانند یک شخص واحد که از یک نقطهنظر ابوّت بر او صدق میکند از این جهت که بچه دارد، و بر همان شخصِ واحد بنوّت صدق میکند چون منبابمثال پسر عمرو است. این معقول هم از این نقطهنظر که به تصوّر و تحقّق درآمده است معقول است و از آن نقطهنظر که خودش باعث شده است که خودش را بهوجود بیاورد عاقل میشود. یعنی کاری که عقل فعّال در اینجا انجام داده است این است که در خودش دگرگونی و تغییر ایجاد کرده است، که اسم این تغییر، عقل است که به این صورت درآمده است. این مسلک مرحوم آخوند است که با این وصف جهت اتّحاد عاقلیّت و معقولیّت را اثبات میکند.

