جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
10از این نقطهنظر که نفس اینها را خلق و انشاء کرده است و بهعبارتدیگر جزئی از نفس هستند پس میگوییم که نفس خود را به کیف، کم و جوهر درآورده است؛ بنابراین نفس، کیف است، کمّ است، مکان است یعنی صورت مکانیّت است و نفس، جوهر است یعنی عین همان جوهر خارجی است، لذا این نفس به همان جوهر خارجی برمیگردد. یعنی اگر شما بهواسطۀ یک مسائل و ارتباطاتی با یک حیوان ارتباط داشته باشید ماهیّت نفس شما برمیگردد و تبدیل به ماهیّت او میشود، اعراضِ شما تبدیل به اعراض او میشود.
و در اینجا مطلب دیگر اینقدر جلو میرود و دقیق میشود که چطور صورت ذهنیّه و نفس انسان از آن مقام انسانیّت خودش برمیگردد و حیوان میشود، یعنی همینطور خصوصیّات حیوان را بهخودش میگیرد و پایین میآید. و حالاکه پایین آمده است دوباره میتواند برگردد، یعنی برگردد و این حیوان را از دست بدهد و همینطور بالا برود تا به تجرد تام برسد. نفس در هر مرحلهای جوهر و عَرَض همان مرحله را واجِد است؛ پس نفس، کیف است در مقام وجودِ کیفی اشیاء، کمّ است در مقام وجودِ کمّی اشیاء و جوهر است در مقام وجودِ جوهری اشیاء، درحالیکه نفس با تمام اینها معیّت دارد. این بحث وجود ذهنی شد راجع به اینکه وجود ذهنی خودِ نفس است.
قول مورد تأیید در وجود ذهنی، قول محقق دوانی است با یک تصرّف و توضیح
پس آنطورکه بهنظر میرسد کلام مرحوم محقق دوانی مورد تایید ما است البتّه با یک نوع تصرّفات و توضیحاتی؛ اینکه ایشان فرمودند صورت ذهنیّه عین همان مقوله است درست است بلکه خودِ نفس همان مقوله است، نهاینکه آن صورت در ذهن میآید. یعنی نفس خودش کمّ است، خودش کیف است و خودش همان جوهر خارجی است منتها به تناسب وجودِ ذهنی آن آثار خارجی را ندارد. البتّه آثاری بهمراتب دقیقتر، شدیدتر، ظریفتر و لطیفتر از آن ماهیّت خارجی دارد. آن پیغمبری که میآید انسانی را زنده میکند، با وجودِ نفسانی و با صورت ذهنیّه اینکار را میکند؛ یعنی آن صورت ذهنیّه را در نفس میآورد، اراده میکند و به آن صورت ذهنیّه وجود خارجی میدهد. وجود خارجی کجا یک چنین کاری را انجام میدهد؟! اینکه داریم که «العارفُ یَخلُقُ بِهِمَّتِهِ»؛1یعنی عارف به آن صورت خارجی اشیاء که در ذهنش میآید جنبۀ وجود میدهد.
- . فصوص الحکم، المتن، ص 88.

