جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
11پس کارایی و آثار صورت ذهنیّه خیلی بیشتر از صورت خارجی است، منتها چون ما برای آن صورت ذهنی وزن و ثقلی قائل نیستیم، خیال میکنیم که حقیقت و اصالت با آن صورت خارجی است، درحالتیکه اصالت و حقیقت با آن صورت ذهنیّه است بهخاطر اینکه صورت ذهنیّه از مقولۀ وجود است و تجرد وجودش بیشتر از آن وجود خارجی است و اثرش دقیقتر، عمیقتر و شدیدتر از وجود خارجی است.
این بحث وجود ذهنی بود، حالا اگر راجع به این قضیّه اشکالی هست رفقاء سؤال کنند تا انشاءالله از جلسۀ بعد به فصل دیگری از منظومه برویم.
امکان استفادۀ بحثهای معرفت، تقرّب و ولایت از نتیجۀ بحث وجود ذهنی
تلمیذ: طبق بیان شما باید بگوییم که نفس در هر مرحلهای معیّت با آن مرحله دارد؟
استاد: بله، نفس در هر مرحلهای معیّت با آن دارد؛ در مرحلۀ معیّتِ با حیوان، ماهیّت حیوان را دارد، در مرحلۀ معیّتِ با مَلَک، ماهیّت مَلَک را دارد، در مرحلۀ معیّتِ با جمادات، ماهیّت جمادات را دارد البتّه ماهیّت مجرّدۀ آنها را دارد، نهاینکه جنبۀ مادّی آنها را دارد. انشاءالله بعداً در بحث مادّه و صورت میگوییم: «حقیقةُ الشّیءِ بصُورته»؛1 یعنی صورت هر شیء آن صورت مجرّدۀ آن است، نه صورت مادّی خود شیء، یعنی اصل و حقیقت با همان فصل او است که اگر تعلّق به وجود مادّی بگیرد صورت مادّی میشود و اگر تعلّق به وجود مجرّد بگیرد صورت مجرّده میشود، ولی باز حقیقت شیء به صورتش است.
بنابراین انسان هر شیئی را که درنظر بیاورد با همان شیء در همان مرحلهای که هست معیّت پیدا میکند. دیگر از اینجا مسئله به بحثهای معرفت و تقرّب و امثالذلک کشیده میشود و قضایا دیگر خیلی جلو میروند. ما یک سرنخی دست شما دادیم دیگر خودتان به هر مقداری که میتوانید آن را بکشید و مسئله را تا جایی که امکان دارد جلو ببرید. ما میتوانیم مباحث دقیقی از مباحث ولایت، بحثهای کلامی و امثالذلک را از این مسائل استفاده بکنیم. منتها من حساب میکنم و میبینم که اگر ما این کار را بکنیم از بقیّۀ مسائل فلسفه باز میمانیم. بالأخره باید سایر مبانی فلسفی هم روشن بشود و وقتی که تمام مسائل بهدست انسان آمد دیگر خود او میتواند در یک مجموعهای همه را بهکار بگیرد. و الاّ اگر ما بخواهیم مسئله را طول بدهیم درست است که به مسائل دیگر راه پیدا میکند منتها خیال میکنم با توجه به مبانی دیگر که هنوز به آنها نرسیدهایم مسائل آنطورکه باید و شاید روشن نشوند.
- . شرح المنظومة، ج 2، ص 357.

