جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
4بنابراین شما اگر بخواهید مطلب را به هر نحوهای از تجرد هم بالا ببرید باز یک ماهیّت دقیق و رقیقی وجود دارد، مگر مطلب به آنجا برسد که دیگر در آنجا هیچ نوع ماهیّتی نیست بلکه هویّت محضه است؛ هویّت یعنی تحقّق، یعنی در آنجا فقط تحقّق محض است و آن تحقّق همان مقامی است که نه رسمی در آنجا هست، نه حدّی و نه اسمی؛ یعنی هیچ نشانهای در آن مقام وجود ندارد، یعنی ما به هیچ اشارهای نمیتوانیم به آن مقام اشاره کنیم، چون همین اشاره کردن یعنی او را مقیّد به یک حدّی کردن. و هر تعریفی ما بخواهیم برای او بیاوریم آن تعریف اخصّ از معرَّف ما میشود، بنابراین او در حدّ تعریف نمیگنجد زیرا وجود، خودش موجِب تعریف است یعنی وجود، خودش معرِّف است و ماهیّت بهواسطۀ وجود مُعَرَّفیّت پیدا میکند پس ماهیّات نمیتوانند مُعرِّف اصلُ الوجود بشود. و این همان بحثی است که در بداهت وجود مطرح کردیم که
مَفهومُهُ مِن أعرَفِ الأشیاءِ *** و کُنهُهُ فی غایةِ الخفاءِ مرحوم حاجی میفرمایند: و کُنهُهُ فی غایةِ الخفاءِ؛1 یعنی امکان ندارد انسان به آن کُنه وجود پی ببرد درحالتیکه خودش را احساس بکند، وقتی انسان به کُنه وجود پی میبرد که دیگر وجودی از او باقی نمانده باشد، و الاّ همان حدّ بین او و وجود باعث میشود که باز به کُنه وجود پی نبرده باشد و به آن مغز و اصلِ وجود نرسیده باشد.
قاعدۀ کلّیه: نیافتن وجودِ بدون تقیّد در عالَم ظهورات
پس این بیان کلّی که بهنظر قابل خدشه نمیرسد و شما در هر موردی میتوانید آن را ساری و جاری بکنید این است که ما وجودِ بدون تقیّد در عالَم ظهورات نداریم، درحالتیکه خود ما در صُوَر ذهنیّه اختلاف میبینیم؛ در یک صورت ذهنیّه ما صورتِ مُبصَرات داریم، در یک صورت، صورتِ ملموسات داریم، در یک صورت، صورتِ مشمومات داریم، در یک صورت، صورتِ مظروفات و امثالذلک داریم. در یک صورت، کیف را مشاهده میکنیم، در یک صورت کم، در یک صورت مقولۀ انفعال، در یک صورت مقولۀ فعل، متی، مکان و امثالذلک را مشاهده میکنیم، و در یک صورت هم جوهر را میبینیم و بعد اعراض را بر آن جوهر حمل میکنیم؛ تمام اینها دلالت بر اختلاف صُوَر با همدیگر دارد. و ترتیب اثرهایی که بر این صُوَر داده میشود بهخاطر اختلافاتی است که شما در اصلُ الوجود این صُوَر مشاهده میکنید.
- . شرح المنظومة، ج 2، ص 59.

