جلسه ۶۰
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۰
3نحوۀ شکلگیری اولین معقول برای انسان
معلوم بالعَرَض که یک صورت حسّی است در خیال میرود و آنوقت در آنجا ضبط و حفظ میشود. عالَم خیال این صورت را در خودش قرار میدهد و بعد عقل همین صورت عینی خارجی را توسعه میدهد؛ به این معنا که یک وقتی خود این صورت خارجی در ذهن است، و یک وقتی عقل میآید بهواسطۀ مشارکاتی که این صورت با صُوَر دیگر دارد، یک معنای سِعی از او انتزاع میکند و بهوجود میآورد؛ منبابمثال زید، عَمرو و خالد را میبیند، بعد میگوید که اینها مثل همدیگر هستند و حالاکه مثل همدیگر هستند پس یک حقیقت و ماهیّت دارند، در اینجا میآید انسان را درست میکند. پس ما میبینیم که معقولاتِ ما از اینجا شکل پیدا میکنند. تا اینجا مسئله، معقول نبود، یعنی معلوم بود ولی جنبۀ خیالی و واهمه داشت.
البتّه در مورد وهم میدانید که یک قوّهای است که میتواند نظائر یک صورت مادّی را برای یک صورت مادّی دیگر خلق بکند، و همینطور کار وهم، ادراکِ غرائض و امور باطنی است. اما عقل این صورت حسّی را به صورت عقلی تبدیل میکند، لذا تمام ادراکات انسان از عالَم خارج براساس معقولات اولیّه هستند یعنی همۀ آنها براساس مشارکات و طبایع هستند؛ منبابمثال وقتی که شما میگویید یک نجّار را صدا کن بیاید، یا وقتی شما میگویید یک آهنگر را بگو بیاید، یا وقتی شما میگویید یک بنّا بیاید اینجا را بسازد، یا وقتی شما میگویید پیش یک سبزیفروش رفتم، تمام این مُدرَکات و محاورات بر اساس حکم به طبایع کلّیه هستند که آنها معقولات اولیّه ما هستند.
پس آنها معقول هستند بهخاطر اینکه جنبۀ عقلی دارند، نه جنبۀ خارجی؛ یعنی مشخّص نیستند، درحالیکه اعیان خارجی همه مشخّص هستند؛ این کتاب که در مقابل من است مشخّص و محسوس است ولی معقول نیست، این بلندگو، این میز و این فرش که در مقابل من هستند مشخّص هستند. تمام آنچه را که ما با حسّ خودمان ادراک میکنیم مشخّص و محسوس هستند. پس حالا اگر من به شما گفتم که یک میز برای من بساز، آیا یک میز مشخّصی را قصد کردم؟ امکان ندارد که یک میز مشخّصی را قصد کرده باشم؛ چون آن چیزی که مشخّص است دیگر قابل ساخته شدن نیست، و آن چیزی هم که ساخته نشده باشد پس هنوز مشخّص نیست.

