اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

جلسه ۶۰

توضیحات:

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۰

4
  • پس به‌طورکلّی تمام صحبت‌ها و افکار ما براساس طبایع هستند و خیلی کم اتّفاق می‌افتد که ما روی شخصِ یک عین، نظر داشته باشیم. من‌باب‌مثال یک وقت می‌گویم که شما به آقای فلانی این حرف را بزنید، در این‌صورت این دیگر مشخّص می‌شود چون صحبت روی یک عینِ خارج رفته است، ولی یک وقت می‌گویم که شما به یکی از طلبه‌ها بگو بیاید، این دیگر مشخّص نیست چون روی طبیعت طلبگی رفته است.

  • بنابراین اگر ما یک طبیعتی را درنظر بیاوریم که آن طبیعت مصادیقی در خارج داشته باشد، آن طبیعت، صورت معقوله می‌شود. حالا می‌گوییم که این صورت معقوله از کجا به‌وجود آمد؟ از اینکه ذهن یک اعیان خارجی را دید و بعد دید که این اعیان خارجی با همدیگر شبیه هستند، پس جنبۀ مادّی را از این اعیان خارجی گرفت و یک جنبۀ سعی به آنها داد؛ یعنی این شیئی که الآن در خارج هست را توسعه داد؛ مثلاً دید این زید الآن در اینجا نشسته است، آمد آن را داخل در عمرو کرد، بعد هر دو را داخل در بکر کرد، بعد هر سه را داخل در بقیّۀ افراد کرد، در اینجا یک معنا پیدا شد که همه را دربرمی‌گیرد. یعنی مثل یک بادکنکی که آن را باد بکنند، این معنایی که اول در زید بود گسترش پیدا کرد و با گسترش خود همه را در بر گرفت.

  • ارتکاز ذهنی از دیدن متشارکاتِ اشیاء دلیل برای تعمیم صُوَر توسط عقل

  • تلمیذ: آیا این‌طور نیست که طبیعت از جنس و فصل یعنی امور غیر مادّی درست می‌شود؟! یعنی اگر این امور مادّی هم نباشند باز طبیعت، متصوّر است.

  • استاد: فرض کنید که اگر این بکر و زید نبودند و فقط زید به تنهایی در این عالَم بود، آیا عقل می‌توانست این تعمیم را بدهد؟! در این‌صورت عقل اصلاً انسانیّتی را نمی‌فهمید. اگر شما چشمتان را باز می‌کردید و در تمام دنیا فقط خودتان را می‌دیدید، در این‌صورت آیا به تصوّرتان هم می‌آمد که ممکن است شخصی مانند شما هم وجود داشته باشد؟! این تعمیمی را که عقل در اینجا می‌خواهد بدهد با چه جهتی تعمیم می‌دهد؟ بالأخره با دیدن همین مشارکات می‌خواهد تامین بدهد و اگر یک فرد در خارج بیشتر نباشد دیگر تعمیم به غیر او معنا ندارد؛ شما اگر در خارج هیچ چیزی غیر از خودتان نبینید، می‌خواهید به چه چیزی تعمیم بدهید؟!

/