جلسه ۶۰
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۰
9یعنی میخواهم بگویم که ما یک وقتی مدرکات و علوم خودمان را از راه حس بهدست میآوریم، در اینصورت وقتی که حس نباشد آنها هم نیستند. ولی یک وقتی اینطور نیست یعنی ما دریچۀ حس را میبندیم و میگوییم که از دریچۀ باطن و نفس، آن صُوَر برزخیّه و امثالذلک برای انسان تجلّی پیدا میکند؛ در اینجا عقل همان کاری را که روی صورت حسّی میکند، روی آن هم میکند، چون بالأخره آن هم صورت دارد، حالا چه صورت حسّی باشد و چه صورت برزخی و بالاتر از آن باشد. یعنی تا جایی که عقل مربوط به حس است، مدرکات را از صُوَر حسی میگیرد و طبایع کلّی را انتزاع میکند، ولی اگر شما این صورت حسّیّه را از عقل گرفتید و صورت برزخیّه را به روی عقل باز کردید، عقل باز سراغ آن میرود و طبایع کلّیه را از آن صُوَر انتزاع میکند.
چطور اینکه اگر در مکاشفه برای شما یک حورالعین پیش آمد، عقل از دیدن آن حورالعین و حورالعین دیگر یک طبیعت کلّیۀ حورالعینیّه درست میکند که آن طبیعت کلّیه شامل همۀ افراد آن میشود. باز اگر یک صورت دیگری باز شد و شما بهشت و خصوصیّات آن را دیدید، عقل همین کار را انجام میدهد. بالأخره هر چیزی که در صورت بیاید عقل، صورت آن را گسترش میدهد و یک طبیعت کلّیه را از آن انتزاع میکند. این، کار عقل است، یعنی اینطور نیست که عقل در مدرکاتش فقط بر همان صورتی که مشاهده کرده است انجماد و تحجّر بکند، حالا چه آن صورت حسّی باشد یا نباشد.
بله، اینکه عرض کردم اگر حس نباشد صورتی هم نیست، در آنجایی است که عقل فقط از راه حس بخواهد مسائل و صُوَر را بگیرد، در آنجا اگر حسّی نباشد آن صُوَر کلّیه هم نیستند. اما اگر عقل از سایر راهها مانند راههای باطن و امثالذلک بخواهد صُوَر را ادراک بکند، تمام همین مسائل در همانجا هم بعینه میآیند؛ یعنی بحث معقولات اوّلی و معقولات ثانیه در آنجا هم میآیند.

