اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

جلسه ۶۱

توضیحات:

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۱

12
  • پس معقول ثانی منطقی بنا بر اصطلاح مرحوم حاجی این است که اوّلاً ساختۀ ذهن است، و دوم اینکه ظرف اتّصافش هم در ذهن است، یعنی ما در خارج نمی‌توانیم این کلّی را محمول برای این شیء خارجی قرار بدهیم؛ نمی‌توانیم بگوییم که زید، کلّی است، این پتو، کلّی است، این فرش، کلّی است. نمی‌توانیم این کار را بکنیم، بلکه باید قبلاً آن چیزی را که می‌خواهیم این محمول را بر آن حمل بکنیم، در ذهن ساخته شده باشد و فرم گرفته باشد، بعد ما می‌توانیم این را بر آن حمل بکنیم. این می‌شود معقول ثانیه آقایان منطقی. حالا متن مرحوم حاجی را تا اینجا بخوانیم که باز در اینجا مطلب بسیار است.

  • متن حاجی در تعریف معقول ثانی و بیان اصطلاح فلسفی و منطقی در آن

  • غررٌ فی تعریفِ المعقولِ الثانی و بیانِ الاصطلاحَینِ فیه‌

  • إن کان الاتّصافُ کالعروضِ أی الاتّصافُ بِالمَعقولِ و عُرُوضُهُ کَاتّصافِ الإنسانِ بِالکُلیّةِ و عُروضُها لَه کلاهما فی عَقلِکِ فَالمَعقُولُ بِالثّانی أی بِلَفظِ الثّانی و المُرادُ بِالثّانی ما لیس فی الدّرجةِ الأولیٰ نَظیرُ الهیولَی الثّانیة. ثُمّ هو مُتَعَلِّقٌ بِقَولِنا صَفی، الیاءُ لِلإطلاقِ فَإنّها تَلحَقُ إذا کان الرَّوِیُّ مَکسورًا وَ السّاکِنُ أیضًا مُلحَقٌ به؛ لأنّه یُحَرِّکُ بِالکَسرِ. فَخَرَجَ مِن البیتِ تعریفُ المعقولِ الثّانی أنّه العارِضُ الّذی عُروضُهُ لِلمَعروضِ وَ اتّصافُ المَعروضِ به کلاهما فی العقلِ.

  • ثمّ بعدَ الفراغِ عن بیانِ مفهومِ المعقولِ الثّانی باصطلاحِ المنطقی أشَرنا إلی رَسمِهِ باصطلاحِ الحکیمِ بقولنا:

  • بِما مُتعلِّقٌ بِرَسمٍ فی آخرِ البیت، أی رُسِمَ أیضًا بِعارِضٍ عُروضُهُ بِعَقلِنا، أی فی عَقلِنا مُتعلِّقٌ بِقولِنا اُرتُسِم، سواءٌ کان اتّصافُهُ فی العینِ أو فیه، أی فی عَقلِنا، إتّصافُهُ أی الإتّصافُ به، فَهُوَ مِن بابِ الحَذفِ وَ الإیصالِ، رُسِمَ.

  • فَالمَنطِقیُّ أی المعقولُ الثانیّ المَنطِقی هو الأوّلُ مِن الرَّسمَین، کَالمُعَرِّفِ و سائِرِ موضوعاتِ مَسائلِ المنطقِ کَالنّوعیّةِ و الجِنسیّةِ و الذّاتیّةِ و العَرَضیّةِ و القَضیّةِ و القیاسِ. فَعُروضُ المُعَرِّفیّةِ لِلحیوانِ الناطقِ بِالنّسبةِ إلی الإنسانِ و اتّصافُهُ بِها فی العقلِ؛ لأنّه فی الخارجِ جُزئیٌّ وَ الجُزئیُّ لیس مُعَرِّفًا. فَما فی الخارجِ ذاتُ الحیوانِ النّاطِقِ، لا وَصفُ مُعَرِّفیّتِهِ. ثانیهُما أی ثانِی الرَّسمَینِ مُصطَلَحٌ لِلفَلسَفی وَ هو أعَمٌّ مِن الأوّلِ؛1

    1. . شرح المنظومة، ج 2، ص 164.
/ 260