جلسه ۶۱
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۱
15«و توضیح مقام این است که عارض بر سه قسم است:
عارضی است که عروضش برای معروض و اتّصاف معروض به آن عارض، هر دو در خارج است؛ مثل سواد، سیاهی؛ (که هم عروضش برای آن شیء و هم اتّصافش در خارج هستند، سیاهی عروضش در خارج است، ما این فرش را داریم میبینیم که این سیاهی الآن عارض بر این فرش است، و از طرف دیگر این فرش هم متّصف به آن است، میگوییم: «السِّجادُ أسوَدٌ»، یعنی أسودیّت را روی همین فرشی که جلوی شما است میبریم و میگوییم که این، أسود است. پس هم عروضش در خارج است و هم این فرش در خارج متّصف به این سیاهی میشود.) و ظاهر و روشن است که این قِسم، معقول اول به هر دو اصطلاح است. (البتّه معقول اول است درصورتیکه جنبۀ کلّی داشته باشد، مثلاینکه میگوییم: «الانسانُ أسوَدٌ»، «الانسانُ أبیضٌ»، «الانسانُ عاقلٌ»، «الانسانُ ضاحکٌ».)
عارضی که عروضش بر معروض و اتّصافِ معروض به آن، هر دو در عقل است مثل کلیّت، مُعَرِّفیّت، قضیّه، جنسیّت.
عارضی که عروض آن بر معروض در عقل است یعنی عقل درستش کرده است، ولکن اتّصاف معروض به آن در خارج است، مثل ابوّت (که ما در آن، مابهالانتزاع خارجی داریم که آن را نشان بدهیم یعنی بگوییم که نگاه کن این شخص، مصداقِ أب است، اما عروض ابوّت در عقل است، یعنی عقل آن را درست کرده است و الاّ ما در خارج یک وصف أب اضافۀ بر اوصاف خود این زید نداریم.) پس اگرچه ابوّت در خارج محاذی و مابإزاء خارجی ندارد همانطوریکه کلّیات چنین هستند ولکن اتّصاف پدر به ابوّت در خارج است. (ابرو، چشم و گوش در خارج مابإزاء دارند، زید چشم دارد، نگاه کن این چشمش است. تمام اینها معقولات اولیّه هستند؛ چشم کلّی، گوش کلّی، چیزهای کلّی همه معقول اوّلی هستند، و یک مابإزاء خارجی دارند که آن مابإزاء تفاوت پیدا میکند، ولی درهرصورت محاذی خارجی دارند. ولکن ابوّت محاذی خارجی و مابإزاء ندارد بلکه اتّصاف اب به آن ابوّت در خارج است.) و این قسم دوم و سوم، هر دو معقول ثانی هستند.»

