اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

جلسه ۶۱

توضیحات:

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۱

5
  • فرق مابه‌الانتزاع با مابإزاء خارجی

  • این مسئله به ابوّت می‌ماند؛ أب یعنی پدر، پدر یک صفتی است که بر یک شخص حمل می‌شود، أب، ابوّت و پدر بودن یک صفتی است که وجود خارجی دارد، یعنی نه‌اینکه عین خارجی است بلکه وصفی است که منشأ انتزاع آن در خارج تحقّق دارد. در اینجا ما یک پدر و یک پسر داریم؛ یعنی آنچه را که ما در خارج می‌بینیم زید است ولی پدر بودن او را در خارج نمی‌بینیم، و همین‌طور ما پسر او را در خارج می‌بینیم ولی پسر بودن را در خارج نمی‌بینیم. ما در خارج یک زید و یک عمرو می‌بینیم، بعد می‌گوییم که این شخص از او زائیده شده است. تمام این کارها را ذهن انجام می‌دهد؛ یعنی می‌گوید که چون این شخص از او زائیده شده است پس او پدر این می‌باشد. یعنی طبق قاعدۀ عِلل إعدادی، این شخص باید مُعِدّ برای تحقّق این بچه باشد. ذهن، این عنوان پدر بودن را از این زید انتزاع می‌کند، وگرنه زید در خارج غیر از این چشم، گوش، ابرو، دماغ، دهن و هیکلی که دارد عنوان پدری دیگر ندارد، پس عنوان پدری را عقل، انتزاع می‌کند. یعنی این‌طور نیست که الآن فرض کنید که زید 64 کیلو است، و یک کیلو هم به خاطر پدری به او اضافه می‌شود و می‌شود 65 کیلو! نه، اگر این پدری را از زید بگیرید یا نگیرید باز 64 کیلو است و تغییری نمی‌کند. شما در اینجا وصفی را که بر این شخص حمل می‌کنید، از او انتزاع می‌کنید و بیرون می‌کشید، درحالتی‌که نمی‌توانید یک مابإزائی برای این وصف در خارج نشان بدهید، این را مابه‌الانتزاع می‌گویند.

  • مابإزاء یعنی آن شیء ما، منطبقِ خارجی همین وصف و صورت است؛ کتاب عبارت از یک کلّی طبیعی است که مابإزاء آن همان چیزی است که شما در خارج آن را نشان می‌دهید، سفیدی یک کلّی طبیعی است که مابإزاء آن همان چیزی است که شما در خارج آن را نشان می‌دهید. البتّه بعضی می‌گویند که این نوع وصف‌ها در خارج مصداق هستند ولی باید بدانیم که مصداق مابه‌الانتزاعی است، خود مرحوم حاجی هم در اینجا عنوان مصداق دارند. این را می‌خواهم بگویم که یک وقت مسئله اشتباه نشود؛ این وصف یک وقت مصداق واقعی یک شیء است، یعنی همان چیزی است که شما در خارج دست روی آن می‌گذارید، و یک وقت مصداق انتزاعی است، یعنی آن شیء، منشأ انتزاع برای آن امر ذهنی ما واقع می‌شود، و ما بین این دو با هم فرق می‌گذاریم.

/