جلسه ۶۱
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۱
9معقول ثانی فلسفی بودنِ امکان و امتناع
تلمیذ: آیا امتناع هم که جزء معقولات فلسفی است منشأ انتزاع خارجی دارد؟
استاد: بله، امتناع هم جنبۀ خارجی دارد؛ در امتناع هم ذهن یک شیء خارجی را تصوّر میکند، آنوقت اسم عدم آن شیء خارجی را امتناع میگذارد. شما در ممکن هم همین را بفرمایید، یعنی در ممکن هم ذهن، وجود چیزی را تصوّر میکند، و عدم او را هم تصوّر میکند، بعد از ملاحظۀ وجود و عدم سابق او ـ چون وجود، مسبوق به عدم است، پس عدم میشود سابق ـ امکان را انتزاع میکند. وگرنه شما از خود وجود که ضرورت را درنمیآورید، از خود وجود، وجوب درمیآید، یعنی از ذات وجود، وجوب درمیآید، حالا ما به وجوب بالذّات و بالغیر در اینجا کار نداریم، و الآن داریم بحث امکان را میکنیم. البتّه باز خود وجود هم از نقطهنظر مفهومی با وجوب دوتا است. بله، وجود مساوی با وجوب است، ولی باز این ساختۀ ذهن ما است، چون وجوب از معقولات ثانیه است. پس وجود مساوی با وجوب است، یعنی هر کجا که وجود است وجوب هم هست، حالا وجوب بالذّات و بالغیر یک مسئلۀ دیگر است.
پس بهطورکلّی شما وقتی که یک امر وجودی را میبینید و سبقت به عدم آن را هم میبینید که این مسبوق به عدم بوده است، از ملاحظۀ عدم و وجود یک امکان را انتزاع میکنید. بنابراین شما نمیتوانید در اینجا بگویید که امکان نداریم؛ بله، مابهالانتزاع آن نیستی و عدم است، یعنی ملاحظۀ عدم بهعنوان یک شیئی که عقل روی آن حکم میکند باعث شده است که شما امکان را انتزاع بکنید. حالا اگر عدم نبود، شما دیگر امکان را انتزاع نمیکردید، بلکه وجوب را انتزاع میکردید.
پس امتناع و امکان، معقولات ثانیه هستند که مابإزاء خارجی دارند، منتها مابإزاء خارجی وهمی دارند، نه مابإزاء خارجی واقعی؛ یعنی ذهن در امتناع یک امری را مفروضالوجود فرض میکند، بعد عدم را بر آن بار میکند و معدومش میکند، وقتی که آن را معدوم کرد حکم امتناع را بر آن بار میکند. بهعبارتدیگر وقتی ذهن یک شیئی را مفروضالوجود فرض میکند یعنی فرض میکند که میشود آن شیء، وجود پیدا بکند یعنی آن را ممکنالوجود فرض میکند، بعد ملاحظه میکند که این شیء الآن وجود پیدا نکرده است، چون علّتش هنوز وجود پیدا نکرده است، اگر علّتش وجود پیدا میکرد، لا محاله وجود این هم تحقّق پیدا میکرد. پس چون علّت وجود پیدا نکرده است حکم امتناع را بر آن شیء بار میکند، یعنی باز به ملاحظۀ یک وجود خارجی این حکم را بار کرده است. پس اول یک امری را موجود فرض کرده است، بعد گفت حالاکه این امر، موجود نیست بهخاطر این است که علّتش نیست، و چون علّت نیست پس وجود فعلاً برای این شیء امتناع دارد.

