جلسه ۶۲
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۲
10ولی جواب این است که مرحوم حاجی نمیگویند که قضایای حقیقیّه منحصر در معقولات ثانی فلسفی هستند، بلکه میگویند که اگر از معقول ثانی فلسفی بخواهد قضیّه تشکیل بشود، قضیّه، حقیقیّه میشود، نهاینکه قضیّۀ حقیقیّه منحصر به این مورد است. خیلی اشکال سطحی است، چون مرحوم حاجی نمیخواهد بگوید که قضیّه حقیقیّه فقط منحصر در معقولات ثانی فلسفی است، تا اینکه شما بخواهید اشکال بکنید که چون معقولات اولیّه، قضایای خارجیّه نیستند، پس در اینجا بلاتکلیف میشوند.
ما میگوییم که مسئله اینطوری نیست، بلکه مرحوم حاجی میخواهد این را بگوید که اگر شما بخواهید از آن معقول ثانی فلسفی یک قضیّه درست بکنید، آن قضیّه لاجرم قضیّۀ حقیقیّه میشود، چطور اینکه اگر بخواهید از معقول ثانی منطقی، قضیّه درست بکنید، قضیّه شما قضیّۀ ذهنیّه میشود؛ چون این قضیّهای است که ظرف اتّصاف و عروضش فقط ذهن است، یعنی هم موضوعش ذهنی است و هم محمولش، حالا آن محمولی که ذهنی است، نه مابإزاء خارجی دارد و نه ظرف اتّصافش در خارج است. مثل «نوع» که نه مابإزاء خارجی دارد و نه شیء خارجی متّصف به این «نوع» و مصداق برای آن است، پس قضیّه در اینجا قضیّۀ ذهنیّه میشود.
عدم ورود اشکال به کلام مرحوم خواجه بهخاطر مفاهیمی که جزء معقولات ثانیه آوردهاند
این مطلب هم تمام شد، بعد میرسیم به اینکه ایشان میفرمایند: بهخاطر خلطی که بین دو اصطلاح در اینجا شده است، آمدهاند به مرحوم خواجه بهخاطر مفاهیمی که ایشان آنها را جزء معقولات ثانیه آوردهاند اشکال کردهاند به اینکه اینها جزء معقولات ثانیه نیستند، بهخاطر اینکه ما میبینیم این مفاهیم، متّصف در خارج هستند، مانند شیئیّت، ضرورت، امکان، امتناع و امثالذلک که بنا بر رأی آنها معقولات اولیّه هستند.
ولکن جهت مسئله روشن است، به اینکه منظور خواجه در اینجا معقولات ثانی فلسفی هستند، یعنی گرچه امکان در اینجا مابإزاء خارجی ندارد ولی بههرصورت خارج، متّصف به امکان و شیئیّت و امثالذلک است. لذا مرحوم حاجی میفرمایند که اگر ما شیئیّت را جزء معقولات ثانیه بهحساب نیاوریم یا تسلسل لازم میآید، یا خُلف و یا خُلُوِّ شیء از موادّ ثلاث.

