اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

جلسه ۶۲

توضیحات:

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۲

13
  • وَ الأوّلُ المَعقودُ بِهِ مِن القضایا قضیّةٌ ذهنیّةٌ و الثّانی المَعقودُ بِهِ مِنها قضیّةٌ حقیقیّةٌ. وَ وَجهُ التّسمیةِ علی الأوّلِ ظاهِرٌ؛ لأنّه إذا عَقَلَ عارِضًا لا یَعقِلُ إلّا عارِضًا لِمَعقُولٍ آخَرَ، وَ أمّا علی الثّانی؛ فلأنّه ما لَم یَتَطَرَّق تَحلیلُ العَقلِ و لَم یُعقَل مَعروضٌ أوّلًا لم یُعقَل عارِضٌ ثانیًا؛1

  • «اوّلی یعنی معقول ثانی منطقی آن است که قضایای ذهنیّه از آن درست می‌شود، و دومی یعنی معقول ثانی فلسفی آن است که قضایای حقیقیّه از آن درست می‌شود.

  • و وجه تسمیۀ معقول به «ثانی» بنا بر اول که اصطلاح منطقیّین است روشن است، چون اگر انسان یک عارضی را تعقّل بکند، آن را تعقّل نمی‌کند مگر درصورتی‌که عارض برای معقول دیگر باشد، (یعنی اگر ما بخواهیم این معقول را تعقّل بکنیم حتماً باید یک معقول دیگری را تعقّل بکنیم تا بتوانیم این را بر آن، حمل بکنیم. مثلاً شما قبل از اینکه انسان را تعقّل کرده باشید، نمی‌توانید نوع را تعقّل بکنید، چون معنای نوعیّت از دیدن انسان در ذهن می‌آید. گرچه شما می‌توانید خود نوع را به‌تنهایی در ذهن بیاورید، منتها در تصوّر و تعقّل ابتدائی، شما باید اول یک انسانیّتی را درنظر بگیرید، و بعد از این انسانیّت، نوع را بیرون بیاورید؛ یعنی هیچ‌وقت شما در اول نمی‌توانید یک نوعیّت بدون انسان را تصوّر بکنید، بله، وقتی که معنای نوع را فهمیدید، حالا بدون انسان، نوع را هم تصوّر می‌کنید.)

  • و اما وجه تسمیه معقول به «ثانی» بنا بر دومی یعنی بنا بر اصطلاح حکماء ـ مثل امکان، ضرورت، وجوب و امثال‌ذلک ـ آن است که مادامی‌که تحلیلِ عقل نباشد که آن شیء خارج را ازنقطۀنظر حدوث و قدم و امثال‌ذلک تحلیل بکند، و اول یک معروضی تعقّل نشود، عارض در مرحلۀ دوم، تعقّل نمی‌شود.»

  • یعنی تا شما دو فرش را در ذهن نیاورید و آنها را با هم مقایسه نکنید، نمی‌توانید تساوی را از آنها انتزاع بکنید. پس اول باید دو فرش را درنظر بیاورید و آنها را کنار همدیگر قرار بدهید، حالا وقتی که آنها را کنار هم قرار دادید می‌گویید که این مساوی با آن است. یا شما وقتی زاویه‌های یک مثلّث را کنار هم قرار بدهید، و آن را با 180 مقایسه کنید، می‌گویید که مجموع زاویه‌های یک مثلّث مساوی با 180 درجه است. پس تساوی این‌طور به‌دست می‌آید که اول آن زاویه‌ها را در ذهن آوردید، بعد با 180 درجه مقایسه کردید، حالا حکم به تساوی مجموع این سه زاویه با 180 درجه می‌کنید. پس باز ما این حالت تساوی را وقتی می‌فهمیم که آن معقول اوّلی قبلاً در ذهن ما آمده باشد، یعنی اول باید آن مجموع زوایای مثلّث در ذهن آمده باشد، تا ما بتوانیم حکم به تساوی آنها با 180 درجه بکنیم. پس ما در اینجا این را در مرحلۀ دوم تعقّل کردیم نه در مرحلۀ اول. به‌طورکلّی هر چیزی را که شما بخواهید بگویید مساوی با چیز دیگری است، باید اول یک چیزی از این تساوی در ذهن شما آمده باشد، و بعد شما این تساوی را انتزاع کرده باشید. این هم دلیل بر این است که معقول ثانی گفتن به معقولات ثانی فلسفی، صحیح است.

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 166.
/ 260