جلسه ۶۲
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۲
3پس صِرف اینکه ایشان در اینجا سواد را مثال زدهاند، دلیل نمیشود که مرحوم حاجی در اینجا مفهوم عَرَضی را قصد کرده است، بهخاطر اینکه از مرحوم حاجی خیلی بعید است که یک چنین چیزی بگویند، از یک طلبۀ حاشیهخوان هم بعید است که یک چنین حرفی بزند! یعنی مرحوم حاجی سبزواری نمیداند که ما بسیاری از مفاهیم را داریم که اینها جنبۀ عَرَضی ندارند، بلکه خودشان جوهر هستند و معقول ثانی فلسفی هستند. یا اینکه جوهر هم نیستند، ولی بالأخره یک موضوعی هستند که نمیتوانند جنبۀ عَرَضی خارجی داشته باشند. پس از ایشان خیلی بعید است که یک چنین مطلبی را بخواهند قصد بکنند.
تلمیذ: آیا هم جواهر و هم اعراض از معقولات اولیّه هستند؟
استاد: بله، معقول اول هستند. در جلسۀ قبل عرض کردم که هر طبیعت کلّی ـ چه از جواهر باشد و چه از اعراض ـ معقول اول است، و اگر بخواهیم بر آن طبیعت یک مفهومی را عارض بکنیم، این معقول ثانی میشود؛ حالا یا معقول ثانی منطقی است و یا فلسفی.
ذکر چند مثال برای عدم ورود اشکال عَرَضی بودن به مرحوم حاجی
مطلب ما در اینجا این است که منظور از این حرف مرحوم حاجی که میفرماید اگر هم عروض و هم اتّصاف آن شیء در خارج باشد، معقول اوّلی است ـ که باعث این اشکال شده است ـ این نیست که عروض در خارج، جنبۀ وصفی داشته باشد بلکه منظور صرفِ انتساب است، یعنی در اینجا به هر مفهومی که بتواند بر موضوع حمل بشود، میگویند عارض شده است. چطور اینکه شما در مفهوم وجود هم همین را میگویید، یعنی میگویید که مفهوم وجود بر ماهیّت عارض شده است، درحالتیکه قطعاً وجود، اصل است و ماهیّت، فرع است. پس اگر جنبۀ عروضی هم در اینجا بخواهد وجود داشته باشد، باید بگوییم که ماهیّت، عارض بر وجود شده باشد.
پس این، صِرف یک اصطلاح است، یعنی در اینجا مفهوم عَرَضیّت را در جنبۀ عروض لحاظ نکردهاند، بلکه صرفِ انتساب را لحاظ کردهاند. در اینجا یک موضوع و یک محمول داریم، که این محمول بر این موضوع حمل میشود؛ پس چه شما بگویید که حمل بر موضوع میشود، و چه بگویید که عارض بر موضوع میشود.

