جلسه ۶۳
توضیحات:
9ـ غرر فی أن الوجود مطلق و مقید و کذا العدم
جلسه ۶۳
4حقیقتِ وجود در عالَم خارج یک حقیقتی است که هم شامل وجود بشرط لا و هم شامل وجود بشرط شیء میشود، بهنحوی که اگر همه را با همدیگر در یک هاون بکوبند و یکی بکنند میشود وجود مطلق. چطور اینکه اگر شما بخواهید یک طبیعت لا بشرطی را درنظر بگیرید، این یک طبیعتی است که میتوانیم بگوییم از خودش تعیّن ندارد و بهطورکلّی هر لا بشرطی جزء طبیعت مبهمه میشود.
مبهم بودن همیشگی مَقسم در لا بشرط مَقسمی
قبلاً عرض کردم که آنچه که در خارج هست همیشه بشرط شیء است، هر چیزی حتّی اگر شما آب قُراح و خالص را هم درنظر بگیرید باز بهعنوان بشرط شیء بودن همراه آن است، چون همیشه لا بشرط قِسمی تعیّن خارجی را تشکیل میدهد نه لا بشرط مَقسمی. در لا بشرط مَقسمی همیشه مَقسم ما مبهم است؛ وقتی که میگوییم: «الکلمةُ إمّا اسمٌ أو فِعلٌ أو حَرفٌ»؛ منظور ما از این «الکلمة» یک معنای وسیع و سِعِی است که هم شامل اسم و هم فعل و هم حرف میشود. شما در عالَم خارج کلمهای که هم اسم و هم فعل و هم حرف را شامل بشود ندارید، یعنی یک کلمهای وجود داشته باشد که هم اسم باشد و هم فعل باشد و هم حرف باشد.
بنابراین در این مسئله شکّی نیست که لا بشرط مَقسمی ما همیشه مبهم است. حالا وقتی که مبهم شد، میرود داخل در باب مفاهیم، چون ما در باب تعیّنات خارجی هیچوقت شیء مبهم نداریم، هر چیزی که در خارج هست مشخّص است، یعنی هر چیزی که وجود به آن تعلّق بگیرد، مشخّص و مقیّد میشود.
منبابمثال اگر مولا به بندهاش بگوید: «ایتنی بماءٍ»؛ یک آب برای من بیاور، و از باب قرائن و این حرفها ما میفهمیم که هر آبی مورد نظر مولا است. آیا شما در اینجا میتوانید بگویید که اینکه مولا گفته است، لا بشرط مَقسمی است؟ اینکه مولا گفته برای من آب بیاور و هر آبی را ما بیاوریم میپذیرد، مثلاً اگر آب خربزه هم برایش بیاوریم میپذیرد، یعنی مولا یک چیزی میخواهد که با آن رفع عطشش بشود؛ اگر آب هندوانه در یخچال دارید بیاورید چون با آن رفع عطش مولا حاصل میشود، اگر آب خربزه بیاورید باز رفع عطش حاصل میشود، آب شیر حوض را هم بیاورید باز رفع عطش حاصل میشود. بالأخره مولا از این «ایتنی بماءٍ» چه مائی را در اینجا قصد کرده است؟ آیا لا بشرط قِسمی را قصد کرده است که همان آب قُراح باشد که هیچ پسوندی نداشته باشد، که در اینصورت آبِ خربزه، آب هندوانه، آب سیب، آب هویج، آب گلابی همه مقیّد میشوند. خلاصه در اینصورت هر پسوندی ما در اینجا بیاوریم این لا بشرطی را از لا بشرطیّت قِسمی میاندازد، پس لا بشرط از هر تقیّدی، خودش میشود آب ساذج خارجی. در اینصورت در اینجا اگر ما بخواهیم فقط آب خالص بیاوریم، میگوییم این منظور مولا نیست، بلکه منظور مولا اعمّ است.1
- . تلمیذ: آیا بشرط لا در نتیجه با لا بشرط یکی نمیشود؟
استاد: در اینجا دو لحاظ شده است، و به هر لحاظی مسئله فرق میکند؛ یک وقتی شما منبابمثال میگویید که برو برای من یک آبی بیاور بشرط لا، یعنی مثلاً بشرط اینکه خربزه یا هندوانه نباشد، یعنی بشرط خربزه و هندوانه نبودن برای من یک آبی بیاور، بنابراین شما در اینجا میتوانید آب هویج یا آب سیب بیاورید، چون این آب هویج در اینجا بشرط لای از خربزه و هندوانه شده است. ولی یک وقتی شما میگویید که یک آبی بیاور بشرط لای از تمام قیود.
پس اگر بشرط لا به همۀ قیود بخورد، در نتیجه بر همان لا بشرط منطبق میشود، ولی موارد فرق میکنند، چون ممکن است که در یک مورد بشرط لا به دو قید بخورد، که در اینصورت خیلی از آبهای دیگر را شامل میشود، پس این بهحسب موارد تفاوت پیدا میکند.
- . تلمیذ: آیا بشرط لا در نتیجه با لا بشرط یکی نمیشود؟

