جلسه ۶۳
توضیحات:
9ـ غرر فی أن الوجود مطلق و مقید و کذا العدم
جلسه ۶۳
9«غرر در تقسیم وجود و عدم به مطلق و مقیّد
وجود و مفهوم عدم هر کدام به مطلق و مقیّد تقسیم میشوند. «کُلًّا» مفعول مقدّم برای «قَسَم» است. وجود مطلق آن است که محمولِ در هلیّة بسیطه واقع بشود مثل «الإنسانُ موجودٌ»، و وجود مقیّد آن است که محمولِ در هلیّة مرکّبه واقع بشود مثل «الأنسانُ کاتبٌ»؛ وجود کتابت در اینجا برای انسان هلیّة مرکّبه است، چون صرف نظر از وجود انسان، یک وجود زائدی که وجود کتابت است را برای انسان فرض کردهایم، پس این میشود هلیّة مرکّبه. و رفع این دو هم عدمِ مطلق و عدمِ مقیّد میشود.
و در اینکه فقط عدم را اختصاص به مفهوم دادیم ـ ایشان فرمودند: «مع مفهوم العدم» ـ اشاره است به اینکه این تقسیم در وجود، اختصاص به مفهوم وجود ندارد، بلکه این تقسیم در خارج و حقیقت آن هم جاری میشود، کما اینکه این اصطلاح اهل ذوق است که مطلقِ وجود را به وجود پروردگار اطلاق میکنند که وجود سِعِی است، و وجودِ مقیّد را به همین حبابها، سرابها و این مظاهر اطلاق میکنند. پس اهل ذوق وجود مطلق را اطلاق میکنند بر چیزی که محدود به حدّ خاصّی نباشد.
و آن وجودی که حدّ خاص برنمیدارد عبارت است از حقیقت وجودی که عینِ حیثیّت اباء از عدم است ـ یعنی حیثیّت آن وجود، حیثیّت ابای از عدم است و هر چیزی که جنبۀ تعیّن پیدا بکند و حد بخورد و جنبۀ منقصتی بر آن وارد بشود، که همان حقیقت ذات پروردگار است ـ و عین منشأیّت آثار است، که جامع همۀ وجودات است و همۀ وجودات در او مندمج و منمحی هستند بهنحو أعلیٰ و ابسط؛ یعنی بهنحو جنبۀ تجردی آن وجودات و رفع جمیع جهات نقصان، جمیع مراتب وجود را در بر دارد.
و اهل ذوق، وجود مقیّد را بر وجود محدود حمل میکنند.»
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

