اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

جلسه ۶۴

توضیحات:

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۴

5
  • یکی از احکام سلبیّۀ وجود، جزء نداشتن وجود

  • و همین‌طور وجود، جزء ندارد و جزء برای شیء دیگری هم نیست، این مسئله را در همان بحث تسلسل که در زیادت وجود بر ماهیّت بود عرض کردیم که در آنجا گفتیم که تسلسل لازم می‌آید و یا لازمه‌اش این است که فصل مُقَسِّم، مُقَوِّم جنس بشود که این خلاف فرض است چون فصل می‌آید جنس را تقسیم می‌کند. اگر وجود، جزء داشته باشد لازمه‌اش این است که جنس، جزء وجود باشد، پس خود این وجود، مُقَسِّم می‌شود که فصل است و یک جزء دیگر آن هم جنس است که بین او و بین شیء دیگر اشتراک پیدا می‌شود. حالا ما نقل کلام در آن جنس می‌کنیم، می‌گوییم که اگر جنس خود وجود باشد پس مُقَسِّم ما مُقَوِّم آن جنس شده است، درحالی‌که فصل باید مقسِّم باشد، یعنی جنسی باید وجود داشته باشد ولو در عالَم اعتبار تا اینکه فصل بیاید آن جنس را به دو نوع تقسیم بکند.

  • مثلاً ناطقیّت، حیوانیّت را به انسان و بَقَر تقسیم می‌کند، ولی ناطقیّت دیگر نمی‌آید خود حیوانیّت را درست بکند، ما حیوانیّت بدون انسان و بقر که در عالَم خارج نداریم. بنابراین کاری که ناطقیت می‌کند این است که آن حیوانیّت در عالَم اعتبار را به دو امر خارجی تقسیم می‌کند، یک قِسم انسان است و یک قِسم بقر و یک قسم غَنَم و امثال‌ذلک. اما اگر قرار باشد که جنس ما وجود باشد، و فصل ما هم که وجود است، در این‌صورت این فصل، آن جنس را محقق می‌کند یعنی مقوِّم آن می‌شود که این خلاف منطقِ برهان است.

  • ولی اگر بگوییم که آن جنس، وجود نیست بلکه یک امر دیگری است، در این‌صورت ما نقل کلام در در آن امر دیگر می‌کنیم، که آیا آن وجود دارد یا ندارد؟ اگر وجود داشته باشد پس باید یک جزء دیگری داشته باشد که آن جنس باشد و هلمّ جرّا که تسلسل پیدا می‌شود.

/ 380