جلسه ۶۵
توضیحات:
11ـ غرر في أن تكثر الوجود بالماهيات و أنه مقول بالتشكيك
جلسه ۶۵
9لذا دو خطّی که در کمال و نقص تفاوت دارند که یکی بیشتر از دیگری است، از نظر حقیقت هیچ فرقی با هم ندارند و مانند فرضی است که با هم مساوی هستند. (یعنی آن جایی که یکی زیادتر از دیگری است در حقیقت مثل فرضی است که هر دو مساوی هستند. یعنی ما بهالإشتراک آنها همان مابهالاختلاف آنها است، منتها این طولش بیشتر است و آن طولش کمتر است. پس به همان جهتی که این دو با همدیگر اشتراک دارند به خود همان جهت هم با همدیگر افتراق دارند.)
و همانطور که دانستی وجود، مشکِّک است، پس بدان که تمام مفاهیم و ماهیّات حتّی مفهوم وجود بهملاحظۀ خودش، نه از جهت حکایت از مُعَنوَن با هم مساوی هستند در اینکه تشکیک به تمام اقسامش از آنها منتفی است؛ نه اوّلیّت و آخریّت در آنها هست و نه اولویّت و خلافش و نه اشدّیّت و اضعفیّت و نه ازیدیّت و انقصیّت و نه اکثریّت و اقلّیّت.»
بیان عدم تشکیک در مفهوم وجود و تشکیک در حقیقت و حظّ وجودی یک شیء در خارج
مفهوم وجود اگر بخواهد حکایت از مُعَنوَن بکند، پس آن شیء خارجی دیگر مورد نظر ما است. بنابراین اگر شما خود مفهوم وجود یا ماهیّت را در ذهن بیاورید دیگر تشکیکبردار نیست؛ شما اگر ماهیّت انسانی را در ذهن بیاورید، این تشکیک برنمیدارد چون انسان، انسان است، انسان کمتر و انسان بیشتر که نداریم، خط، خط است، کیف، کیف است. پس هیچ ماهیّتی تشکیک برنمیدارد همانطور که خود مفهوم وجود هم تشکیک برنمیدارد، شما اگر بگویید هستی؛ هستی یعنی هر چیزی که وجود پیدا کرده است، دیگر کم و زیادی دربارۀ آن معنی ندارد، دیگر بیشتر وجود پیدا کرد یا کمتر دربارۀ آن معنی ندارد. معنی ندارد که بگوییم این دفتر بیشتر از این قلم وجود پیدا کرده است.
پس اگر شما میخواهید مفهوم هستی را به یک شیء بار بکنید، آن مفهوم تشکیک برنمیدارد. بله، میتوانید بگویید که حَظّ وجودی یک شیء بیشتر از دیگری است نهاینکه بیشتر وجود پیدا کرده است، حظّ وجودی یعنی آن سهمیهای که این از هستی برده است بیشتر از دیگری است، این درست است؛ آن مقداری که یک فیل از وجود سهم برده است بیشتر از یک مورچه است، این درست است، ولی اینکه ما بگوییم که فیل بیشتر از مورچه وجود پیدا کرده است معنی ندارد. یعنی اطلاق این مفهوم بر یک شیء با خود حقیقت آن شیء در خارج دوتا هستند، یک وقت شما مفهومی را بر یک شیء حمل میکنید و یک وقتی خود حقیقت آن شیء را در خارج درنظر میگیرید. حقیقت اشیاء در خارج با هم اختلاف دارند؛ این سنگینتر است و آن سبکتر است، این بیشتر است و آن کمتر است، اینها با هم اختلاف دارند، ولی یک وقتی شما میخواهید مفهوم هستی را بر یک شیء بار بکنید یعنی میخواهید بگویید که این شیء وجود پیدا کرده است، در اینصورت وقتی میخواهید این مفهوم را بار بکنید، این دیگر علی السواء است و فرقی نمیکند. در اینجا دیگر میگوییم که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با آن مقامشان وجود پیدا کردهاند و این گنجشک هم وجود پیدا کرده است. نمیتوانیم بگوییم که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بیشتر وجود پیدا کرده است.

