جلسه ۶۶
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۶
3شیء به معنای «المَشیئُ وُجودُهُ»1 است یعنی به آن چیزی که وجودش موردِ خاص واقع شده است و انسان آن را طلب کرده است یا فاعل به وجود آن عنایت داشته است، شیء گفته میشود. اشیاء، جمع «شیء» است یا اینکه جمع «شَیئاء» است. میگویند که اشیاء غیر منصرف است، ﴿لَا تَسَۡٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ﴾2، و در شرح النّظام هم میگوید که چرا اشیاء غیر منصرف است و اجزاء غیر منصرف نیست؟ میگویند چون اشیاء، جمع «شیئاء» بوده است و «شیئاء» هم مؤنّث است که وقتی آن را جمع بستهاند «الف» آن را انداختهاند و اشیاء شده است، لذا در اینجا هم جمع بودن را دارد و هم تأنیث را، اما اجزاء و اعداء از این قبیل نیستند.3
فرق گذاشتن معتزله بین معدوم و منفی
مُعتزله گفتند که مسئله اینطوری نیست یعنی ما بین عدم و منفی فرق میگذاریم، و بهطورکلّی ماهیّات را به دو دسته تقسیم میکنند: ماهیّات ممتنعالوجود و ممکنالوجود؛ ممتنعالوجود مثل شریکالباری و اجتماع نقیضَین و اجتماع ضدّین بر یک امر واحد و امثالذلک، که اسم اینها را منفی میگذاریم. ولی اسم ماهیّاتی که ممکنالوجود هستند را ثابت میگذاریم، یعنی با اینکه معدوم هستند ولی ثابت هستند.
از آنها سؤال میشود که وقتی شما به اینها ثابت میگویید، ثبوت دلالت بر یک تقرّری میکند، پس این ماهیّاتی که هنوز تحقّق ندارند، زیدی که هنوز بهوجود نیامده است، آدم ده سری که شما آن را تصوّر میکنید و ممتنع نیست، عنقائی که اسم آن در کُتُب آمده است، شما اینها را در چه عالَمی قرار میدهید؟
میگویند که ما عالَمی بهنام عالَم ثابتات ازلیّه داریم که تمام ماهیّاتی که ممکنالوجود هستند و بعد وجود پیدا میکنند را در آن عالَم قرار میدهیم. این حرف آنها نظیر قول قائلین به اصالةالماهیّة دربارۀ ماهیّت قبل از تقرّر و حملِ وجود بر آن است که میگفتند عالَمی هست که تمام این ماهیّات بهنحو اندماج و تقرّر در آنجا هستند و اسم وجود هم بر آن نمیگذاشتند، پس ایشان یک نوع تقرّر و ثبوتی برای ماهیّات قبل از حملِ وجود بر آنها قائل بودند.
- . لسان العرب، ج 1، ص 103.
- . سوره مائده (5) آیۀ 101.
- . شرح النّظام علی الشافیة، ص 80.

