جلسه ۶۶
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۶
6مجبور بودن ممکن به وجود بهواسطۀ عنایت علّت مجبور
تلمیذ: آیا هر چیزی که ممکنالوجود است حتماً باید وجود پیدا بکند، یعنی آیا علّت باید هر ممکنی را در عالَم، محقق بکند؟
استاد: بحث راجع به این مسئله که هر چیزی که ممکنالوجود است حتماً باید وجود پیدا بکند وگرنه امساک و بخل و امثالذلک است، بعداً خواهد آمد. و در بحث علّیّت و إلهیّات بالمعنیالأخص میگوییم که مسئله اینطور نیست که صِرفِ حملِ امکان بر یک چیزی، موجب بشود که از ناحیۀ علّت هم افاضۀ به آن بشود، بلکه هرچه هست از بالا است نهاینکه از پایین است؛ یعنی اینطور نیست که چون این، ممکن است پس باید علّت به آن، افاضۀ وجود بکند، بلکه علّت است که با عنایت خودش، ممکن را وجود میدهد، یعنی همیشه از ناحیۀ علّت، عنایت است، نهاینکه علّت از ناحیۀ امکان، مجبور است، علّت مجبور نیست بلکه ممکن بهواسطۀ عنایت علّت مجبور به وجود است. حالا این مختصر مطلب تا انشاءالله بعد مفصّل مطلب را بیان بکنیم.
تلمیذ: وقتی یک شیء محقق میشود ما میفهمیم که چون امکان داشته است در عالَم تحقّق پیدا کرده است، پس آیا امکان، مقدّم بر عنایت علّت نیست؟
استاد: نه، امکان وصفِ ذاتی و انتزاعی است که ما از هر ماهیّتی میتوانیم انتزاع بکنیم، و اگر ممکن، وجود پیدا بکند دیگر ضرورت به آن، حمل میشود البتّه ضرورت بهشرط غیر است. ما امکان ذاتی را از حاقّ ماهیّت انتزاع میکنیم سواءٌ وُجِدَ أم لم یوجَد، یعنی حتّی در حالت وجود هم این امکان همیشه با خود شیء مصاحبت و مقارنت دارد، لذا میگویند که امکان از اوصاف ذاتی ماهیّت اشیاء است یعنی امکان، ضرورت و امتناع از اوصاف ذاتی ماهیّت اشیاء هستند.
حدّ وسط قائل شدن بعضی از معتزله بین موجود و معدوم
و اما مسئلۀ دیگری که در اینجا هست این است که بعضی از معتزله بین موجود و معدوم قائل به حدّ وسط شدهاند و برای این کارشان دلیل هم داشتند، گفتهاند که ما یک صفاتی داریم که آن صفات نه موجود هستند و نه معدوم؛ مثلاً در مورد ذات پروردگار نگاه کردهاند که باید چه چیزی بگویند؟ اگر بگویند موجود است، پس باید یک ذاتی را تصوّر کرد و وجود را بر او حمل کرد، که در اینصورت ترکیب لازم میآید، پس باید بگوییم که پروردگار موجود نیست یعنی عدم است؟ این را هم که نمیتوانیم بگوییم.

