جلسه ۶۷
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۷
10اشکالی که مشترکٌفیه بین قائلین اصالةالماهیّه و اصالةالوجود است باعث شده است که اصل مبنای ایده، تئوری و فرضیّۀ اشتقاق بهوجود بیاید و همچنین سبب شده است که تقریباً میتوانیم بگوییم که تمام علمایی که بعد از زمان مرحوم سید شریف و یا قبل از ایشان تا الآن بودهاند و حتّی خود ملاّصدرا نظریّۀ اشتقاق را بپذیرند و به این وسیله بیایند مشکل را حل بکنند.
البتّه بحث راجع به اشتقاق که این اشتقاق چیست و حقیقت آنچه چیزی است را دیگر در این جلسه نمیرسیم که مطرح بکنیم و انشاءالله برای روز دیگر بماند، وَ عِندی فی هذه المَسألةِ تأمُّلٌ جِدًّا، این مطلبی که میشود بگوییم تقریباً همۀ فلاسفه بعد از زمان مرحوم سید شریف آن را اثبات کردهاند و ملاّصدرا هم در جایجای اسفار خیلی این مسئله را دقیق و عمیق بررسی کرده است، این مطلب را باید ببینیم که چگونه تقریر بکنیم و خلاصه ببینیم کار به کجا میرسد. آیا این مسئله، صحیح است یا اینکه جای بحث و اشکال دارد، و اگر اینطوریکه اینها میگویند صحیح نباشد پس چطور باید از عهدۀ این اشکالات بربیاییم و در آنجا باید چهکار بکنیم. فکر میکنم راجع به بقیّۀ مطالب در این شبهات و جوابهایی که در اینجا مرحوم حاجی دادهاند نیاز به مطرح کردن بحث از خارج نیست و از همین روی متن هم بخوانیم مطلب روشن است.
متن مرحوم حاجی در شبهات متکلّمین برای ثبوت معدوم و حال
وَ شُبَهاتُ خَصمِنا فی بابِ الحالِ بَل فی بابِ ثُبوتِ المَعدومِ مُزَیَّفَةٌ مَردودَةٌ.
فَمِن شُبَهاتِ ثُبوتِ المَعدومِ أنَّهُ مُخبِرٌ عَنهٌ و کُلُّ مُخبِرٌ عَنهُ فَهوَ شَیءٌ.
وَ الجَوابُ أنَّ المُرادَ بِالموضوعِ فی الصُّغریٰ إن کان المَعدومَ المُطلَقَ فَلا یُخبِرُ عَنهُ و إن کان المَعدومُ فی الخارِجِ فالإخبارُ عَنهُ لِوُجودِهِ فی الذّهنِ.
وَ مِن شُبَهاتِ إثباتِ الحالِ أنَّ الوُجودَ لَیسَ بِمَوجودٍ و إلّا لَساویٰ غَیرَهُ فی الوجودِ فَیَزیدُ وُجودُهُ عَلَیهِ و یَتَسَلسَلُ و لا بِمَعدومٍ و إلّا اِتَّصَفَ بِنَقیضِهِ. و الجَوابُ مِن وُجوهٍ:

