جلسه ۶۷
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۷
7یکی بودن اطلاق وجود و موجود بر پروردگار
تلمیذ: آیا اطلاق موجود و وجود بر ذات پروردگار یکی هستند؟
استاد: ببینید ما موجود را بر خود وجود حمل میکنیم و میگوییم: «الوجودُ مَوجودٌ»، پس این موجود قابلیّت صدق بر این وجود را دارد؛ چه اینکه بگوییم: «اللهُ وجودٌ» و چه بگوییم: «اللهُ مَوجودٌ». آیا خود این وجودی که شما در اینجا بر الله حمل میکنید موجود است یا موجود نیست؟ اگر بگویید که موجود است پس فرقی نمیکند که بهجای آن بگویید: «اللهُ مَوجودٌ»، چون شما فقط میم آن را برداشتهاید والاّ خود همان است. مثلاینکه من بگویم: الف مساوی با ب است و ب هم رنگش قرمز است، پس الف رنگش قرمز است. یعنی فرقی نمیکند که شما بگویید الف قرمز است یا بگویید که الف مساوی با ب است و ب رنگش قرمز است، این، همان است.
بنابراین در اینصورت اگر ما گفتیم که «اللهُ وجودٌ» و خود آن وجود، موجود نیست، پس این اشکال پیش نمیآید که ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود است، چون خود الله، وجود است. ولی اگر شما گفتید که ما میتوانیم موجود را بر وجود حمل بکنیم و بگوییم که «الوجودُ مَوجودٌ»، آن وقت میگوییم این وجودی را که محمول برای الله قرار دادید، آیا خودش موجود است یا معدوم است؟ اگر معدوم است پس شما یک امر عدمی را محمول برای الله قرار دادید که این خودش خلاف است. و اگر موجود است پس معلوم میشود که اشکال ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود در اینجا پیش میآید. بنابراین در اینجا باید بگویید که موجود اصلاً به این وجود حمل نمیشود.
البتّه این مسئلهای را که شما در اینجا مطرح کردید، بهنظر من یک قدری در مطرح کردن آن عجله به خرج دادید، چون در اینجا دو مطلب هست که نباید خلط بشوند. مطلب اول اینکه افرادی که قائل به این مسئله شدند که موجود بر وجود حمل نمیشود، بهخاطر جهاتی قائل به این مسئله شدهاند؛ یکی اینکه تسلسل لازم میآید، یا قوام یک شیء به امر عدمی لازم میآید.

