جلسه ۶۸
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۸
15پس تمام مشتقّات، اوصافی هستند که خودشان روی پای خودشان ایستادهاند اعتباراً، یعنی عقل، فطرت و ذهن انسان اعتباراً این وصفی که قائم بغیر است را قائم به ذات میکند و وقتی آن را قائم به ذات کرد حملش میکند بر زید. پس ما در باب مشتقّات چه بخواهیم و چه نخواهیم تصرّف در محمول میکنیم، و در باب زیدٌ عَدلٌ بهعکس تصرّف در موضوع میکنیم. منتها واضعِ لغت آن تصرّف در موضوع را به اختیار ما گذاشته است ولی تصرّف در محمول را از اول خودش تصرّف کرده است؛ یعنی از اول گفته است که ما ضَرب داریم، ضارب داریم، مضروب داریم، مَضرَب داریم، مِضراب داریم، و هزارتا چیز دیگر داریم. میگوید تمام اینها را من خودم درست میکنم و آماده شده در اختیار شما میگذارم تا هر کدام را که میخواهید انتخاب بکنید. این فرق بین اشتقاق و اوصافی مانند باب زیدٌ عَدلٌ است، که البتّه اصولیّون هم در این زمینه خیلی مانور دادهاند و بحث کردهاند و به این وسیله دیگر مشکل حملِ موجود بر پروردگار و امثالذلک حل میشود.
پس اللهٌ مَوجودٌ به معنای ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود نیست یعنی الله خود نفس وجود است نه ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود، منتها وجودی که با ماهیّت توأم شده است. ما یک وقتی میگوییم وجود و منظور ما از این وجود لا بشرط از حملش بر ماهیّت و عدم حمل بر ماهیّت است، یعنی یک وقتی خود وجود را در خارج تصوّر میکنیم که حقیقتی در خارج است ولی یک وقتی اینطور نیست یعنی آن وجود را در خارج با ماهیّت با هم تصّور میکنیم که میشود موجود. پس دراینصورت بین وجود و موجود تفاوتی نیست؛ وجود اول لا بشرط بود ولی این موجود میشود بشرط شیء، یعنی به شرط خَلط و قیام با ماهیّت، موجود میشود.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

