اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۸

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۸

8
  • وقتی که شما می‌خواهید ض، ر، ب که به معنای حدث است را به فاعل انتساب بدهید یک الف بر سر آن اضافه می‌کنید می‌شود ضارب. مگر در الف، ذات خوابیده است که وقتی شما آن را اضافه می‌کنید، این ضارب می‌شود ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الضَّرب؟! در الف که ذات نخوابیده است بلکه الفِ ضارب فقط انتساب ضَرب را به فاعل بیان می‌کند، یعنی اینکه بدانید این ضَرب، منسوب به فاعل است و از فاعل سر زده است. ولی آیا در الف، ذات خوابیده است؟! آیا الف یعنی ذات؟! الف که ذات نیست، پس وقتی که شما یک م و و را به همین مادّۀ اشتقاق بار می‌کنید، می‌خواهید انتساب ضَرب را به مضروب و مفعول برسانید، ذات دیگر از کجای آن درآمد؟! وقتی که شما یک م به این ضَرب اضافه می‌کنید و آن را مِضرَب می‌کنید می‌خواهید انتساب این مادّه را به آلت و وسیلۀ ضَرب بیان بکنید.

  • انواع و اصنافِ ظهورات مادّۀ اشتقاق بودن مشتقّات

  • من در اینجا فقط می‌خواهم این مطلب را عرض بکنم که اشکال اصلی که جای تأمّل در بیان آنها است این است که شما در مادّۀ اشتقاق و حدث، ذات نداشتید و آن مادّۀ اشتقاق که ضَرب است ریشه و منشأ برای قِسم‌های آن است. من‌باب‌مثال شما وقتی که کلمه را مادّۀ اشتقاق و ماهیّت لا بشرط از اسم، فعل و حرف می‌گیرید، دیگر در معنای کلمه خود اسمیّت، فعلیّت و حرف به‌نحو اجمال خوابیده است، و در مقام تفصیل یا اسم می‌شود یا فعل و یا حرف. دیگر اینجا در خود کلمه مقولۀ زمان یا مکان نخوابیده است، ما می‌خواهیم بگوییم که از کوزه همان برون تراود که در اوست،1 وقتی که شما یک مادّۀ اشتقاق دارید دیگر نمی‌توانید از این مادّۀ اشتقاق غیراز آن مادّه را بیرون بکشید.

  • بله، می‌توانید انواع و اصنافِ ظهورات مادّۀ اشتقاق را بیرون بکشید؛ این ضَرب یک وقتی لا بشرط قِسمی لحاظ می‌شود اسمش مصدر می‌شود، یک وقتی بشرط شیء یعنی به شرط انتساب به فاعل لحاظ می‌شود اسمش ضارب می‌شود، یک وقتی این ضَرب به شرط انتساب به مفعول لحاظ می‌شود، اسمش مضروب می‌شود. یعنی یک وقتی شما می‌گویید که یک کسی دارد می‌زند اما شما کسی را که می‌زند نمی‌بینید چون زاویه دید به‌نحوی است که شما فقط ضَربِ ضارب را می‌بینید اما اینکه چه کسی دارد کتک می‌خورد را دیگر نمی‌بینید، پس شما در اینجا فقط انتساب ضَرب به ضارب را می‌بینید گرچه می‌دانید که مضروبی هم در اینجا هست ولی آن را نمی‌بینید. و یک وقتی زاویه به‌نحوی است که شما فقط مضروب را می‌بینید، مثلاً می‌بینید که شلاّقی بر سر این بدبخت یا به کمرش می‌خورد ولی چه کسی دارد می‌زند را نمی‌بینید، گرچه می‌دانید که حرکت این شلاّق بدون ضارب معنا ندارد.

    1. . دیوان شیخ بهایی، رباعی شمارۀ 19:
      حال متکلّم از کلامش پیداست***از کوزه همان برون تراود که در اوست
/