جلسه ۶۸
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۸
9بنابراین جهات مختلفی برای تحقّق این ضَرب هست که آن جهات مختلف به این ضَرب یا نوعیّت میدهند و یا اگر نگوییم نوعیّت میدهند، صنفیّت میدهند. یعنی صِنف این ضَرب باعث میشود که با صِنف ضَرب دیگر فرق بکند. این صنفش انتساب به ضارب است و آن صنفش انتساب به مضروب است، این دارد کتک میخورد و آن دارد کتک میزند، این کتک زدن یک مسئله است و آن کتک خوردن یک مسئلۀ دیگری است، و آلت ضَربی هم که دارد این را انجام میدهد مسئلۀ دیگری است. ما به آلت و شلاّق که چرم است کار نداریم بلکه ما به حالتِ آن آلت در هنگام ضَرب کار داریم. ما به زید کار نداریم که عالِم و دانشمند است یا مُخترع است، ما به آن عالِم در حال ضَرب کار داریم، که در آنجا دیگر عالِم و مخترع معنا ندارند بلکه مسئلۀ ما در اینجا فقط جهت زننده و خورندۀ کتک است. ما کار نداریم آن زیدی که در آنجا هست آیا گناهکار است که دارد کتک میخورد یا بیگناه است، ما فقط به این داریم نگاه میکنیم که این در اینجا دارد کتک میخورد، به کتک خوردنش فعلاً کار داریم، حالا هر کسی میخواهد باشد یعنی ما فعلاً به این جهت قضیّه کار داریم و توجّه میکنیم که این زیر ضَرب رفته است.
عدم تحمیل مادّۀ اشتقاق چیزی را که واجد آن نیست به اصناف خودش
حالا رویاینحساب اصنافی که از این مادّۀ اشتقاق بهوجود میآیند، انواع و اصنافِ ظهورات همین مادّۀ اشتقاق هستند، با این بیانی که بنده عرض کردم درجایی ندیدم که بیان کنند، بقیّه هم خواستهاند همین مطلب را بگویند منتها با بیان دیگر آن را بیان کردهاند، ولی این بیان ما یک بیانی است که خیلی راحتتر به منظور و مقصود میرسد. لذا بهجهت رعایت امانت در مادّۀ اشتقاق، که مادّۀ اشتقاق نمیتواند چیزی را که واجدِ آن نیست در اصناف خودش تزریق و تحمیل کند و نمیتواند ذاتی را که خودش واجد آن نیست به اصناف خودش تزریق کند، میگوییم که آن کاری را که مادّۀ اشتقاق میخواهد بکند فقط این است که میگوید این جهتی که در خارج به وجود آمده است یک عنوان، یک انتساب، یک ظهور و بروزی دارد که آن ظهور و بروز باعث شده است که قِسمهایی برای من و قسیمهایی برای خودش تشکیل بشود.

