جلسه ۶۹
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۹
11شما میگویید وقتی که کسی میگوید: زیدٌ ضاربٌ، فرق نمیکند که بگوید زیدٌ ضاربٌ یا بگوید: زیدٌ ضَربٌ. اشکال بنده این است که وقتی من میگویم: زیدٌ ضَربٌ، شما این را هیچکاری نمیتوانید بکنید چون یا باید حمل اشتقاقی بگیرید که الف را در وسط ضَرب در بیاورید و آن را ضارب بکنید، و اگر حمل اشتقاقی نمیگیرید و ضرب را بشرط لا اخذ میکنید باید بر سر زید بزنید. ولی اینکه بخواهید زید را بهحال خودش باقی بگذارید و ضرب را هم بشرط لا بگیرید هیچ ذوقی این را نمیپسندد، بنده که این را نمیفهمم! بنده از این مصدری که شما در اینجا آوردید معنای بشرط لا را میفهمم، نه معنای لا بشرط؛ ضرب یعنی ضرب، علم یعنی علم، عدل یعنی عدالت، عدل به معنی عادل نیست و اگر عدل بخواهد در اینجا بهمعنی عادل بیاید، باید چیزی در تقدیر بگیرید؛ زیدٌ ذو علمٍ، زیدٌ ذو عَدلٍ، زیدٌ ذو ضَربٍ.
منبابمثال چطور شما نمیتوانید در مال قائل به توسعه بشوید، در اینجا هم نمیتوانید قائل به توسعه بشوید. مال مثل فرش یعنی آن شیء خارجی، حالا حمل فرش بر زید امکان ندارد چون فرش یک موجود خارجی است که ربطی به زید ندارد. حالا شما بگویید که ما یک وقت فرش را بشرط لا اخذ میکنیم دراینصورت همان عین خارجی است، و یک وقتی فرش را لا بشرط از عین خارجی و مالک او تصوّر میکنیم دراینصورت فرش یعنی دارندۀ فرش. شما در اینجا اشتباه میکنید، مگر تصوّر دست شما است که بیایید واقعیّت را عوض بکنید؟! تصوّر لا بشرط و بشرط لا که مشکل را حل نمیکند، فرش یک شیء جامد خارجی است که شما نه لا بشرط میتوانید آن را تصوّر بکنید و نه بشرط لا چون فرش، فرش است و کتاب، کتاب است.
پس این حرف درست نیست که بگوییم: بنده یک وقتی فرش را بشرط لا اخذ میکنم دراینصورت منظور از آن همین چیزی است که زیر پایمان میاندازیم، و یک وقتی فرش را لا بشرط اخذ میکنم یعنی اعمّ از این چیزی که زیر پایمان میاندازیم و آن دارندۀ فرش، و آن زمانی که این فرش در آن است، و آن مکانی که فرش در آن است. شما نمیتوانید این حرف را بزنید، بهخاطر اینکه ما نمیتوانیم در فرش قائل به توسعه بشویم چون فرش، جامد است و از اعیان است، شما نمیتوانید عین را بر عین حمل بکنید پس اگر بخواهید آن را حمل بر عین بکنید باید ذو بیاورید؛ زیدٌ ذو مالٍ، یعنی زید صاحب مال است.

