اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۹

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۹

3
  • ذکر مثال برای اخذ مشتق به‌صورت لا بشرط

  • یک وقتی شما عدل را بشرط لا قصد می‌کنید نه به معنای لا بشرط در مَقسم، که دراین‌صورت همان معنای مصدری می‌شود یعنی خود عدالت تنها، مصدر تنها، صفت و ملکۀ تنها، یعنی فقط معنای نتیجۀ مصدر را قصد می‌کنیم مثل‌اینکه شما در جواب العدالةُ ما هی؟ می‌گویید: العدالةُ ملکةٌ نفسانیّةٌ تُوجِبُ اَثَرًا فی النَّفسِ یَمنَعُ صاحِبَها عن الخَطَإِ و الذَّنبِ و الذَّلَلِ و امثال‌ذلک. در اینجا منظور از عدالت بشرط لا است یعنی خود آن ملکه و صفت منظور ما است که ما می‌خواهیم آن را توصیف بکنیم. ولی یک وقتی این عدالت لا بشرط است از اینکه مصدر، اسم مصدر، اسم فاعل و امثال‌ذلک واقع بشود، و وقتی که لا بشرط شد دیگر فرقی نمی‌کند چه شما بگویید عدالت و چه بگویید عادل، یا مَعدل یا عدالت. چون عدالت در اینجا لا بشرط از اسم مصدر، صفت و انتساب به فاعل در اینجا لحاظ شده است و وقتی که لا بشرط شد دیگر چه بگویید عدالت، چه بگویید عادل، هر دو یکی است، عادل همان عدالت است و عدالت همان عادل است و دیگر فرقی با همدیگر دراین‌صورت نمی‌کنند. بنابراین یک وقتی شما مادّۀ اشتقاق را در یک محدوده قرار می‌دهید و یک وقتی مادّۀ اشتقاق را باز می‌کنید یعنی تمام اوصاف و معانی دیگر را داخل در شکم این قرار می‌دهید، این مسئله در آنجایی است که ما بخواهیم معنا را به‌صورت لا بشرط قصد بکنیم.

  • مسئله در مورد الوجودُ مَوجودٌ هم همین‌طور است یعنی یک وقتی شما وجود می‌گویید و منظور شما از این وجود همان معنای خاصّ اسم مصدری که هویّت خارجی است می‌باشد، که آن هویّت خارجی وجودی است که

  • مَفهومُهُ مِن أعرَفِ الأشیاءِ *** وَ کُنهُهُ فِی غایَةِ الخَفاءِ 1
  • که این، همان وجودِ بشرط لا است که دراین‌صورت دیگر ذات و ماهیّتی داخل آن نیست بلکه در اینجا ما همان وجودِ منبسط را لحاظ کرده‌ایم؛ الوجودُ ما هو؟ در جواب می‌گوییم: وجود آن چیزی است که عارضِ بر ماهیّات می‌شود و به‌واسطۀ عروض آن بر ماهیّات، ماهیّات قوام پیدا می‌کنند، پس ما در اینجا وجود را بشرط لا اخذ کرده‌ایم.

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 59.
/ 380