جلسه ۶۹
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۹
8عدم وجودِ ذات در مادّۀ اشتقاق دلیل برای عدم وجود آن در مشتقّات
الاغ همیشه کرّهخر میزاید، آیا شما هیچوقت دیدهاید که از الاغ یک گوساله دربیاید؟! گوساله مربوط به گاو است و کرّهخر مربوط به الاغ است. اگر صدتا کرّه هم از الاغ دربیاید همه کرّهخر هستند و هیچکدام گوساله، گوسفند و بز نمیشوند. ضَرب هم میگوید که من پدر یا مادری هستم که چند تا بچه از من زاییده شده است؛ یکی از آنها ضَرب است به معنای مصدری است که بشرط لا است، یکی ضارب است که اسم فاعل است، یکی مضروب است، یکی مَضرب است، یکی آلت ضرب است و امثالذلک. میگوید که همۀ اینها بچههای من هستند که از ذاتی من بیرون نرفتهاند. فرضکنید میگوید که از بچههای من، عادل و ناطق نیستند، آنها بچههای نطق و عدل هستند. میگوید که بچۀ من ضارب است، مضروب است و امثالذلک. و میگوید آن چیزی که در من است به اینها انتقال پیدا کرده است؛ ذات که در من نبوده است تا به اینها منتقل بشود. لذا دراینصورت دیگر همان معنای مصدری و مادّۀ اشتقاق که منبابمثال «ع» و «د» و «ل» یا «ع» و «ل» و «م» یا «ض» و «ر» و «ب» باشد به صُوَر مختلفی درمیآید و دیگر اشکال برطرف میشود.
این، مسئلهای بود که اصولیّون خیلی در آن مانور دادهاند و حکماء هم خیلی روی این قضیّه بحث کردهاند و اشکال متکلّمین را بهاینوسیله جواب دادهاند که قائل شدن به واسطه و حال در الوجودُ مَوجودٌ غلط است و موجود به معنای ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود نیست تا اینکه شما برای وجود یک ذات تصوّر بکنید، و مشکل در باری تعالی هم حل میشود یعنی الله در اللهُ مَوجودٌ، ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ الوجود نیست بلکه الله همان وجود است، البتّه وجود لا بشرطی است که به معنای وجود سِعِی است که منافاتی با موجودیّت اشیاء و انضمام با ماهیّات هم ندارد. پس چه بگوییم: اللهُ وجودٌ یا اینکه بگوییم: الله مَوجودٌ، دراینصورت هر دو یکی هستند.

