جلسه ۷۱
توضیحات:
13ـ غرر فی عدم التمایز و العلیة فی الأعدام
جلسه ۷۱
10اما اگر گفتید که از لوازم لا ینفکّ وجود است، دیگر نمیتوانید استصحاب عدم بکنید، چون در هرجایی که بخواهید استصحاب عدم بکنید استصحاب خود همان هویّت خارجی هم با آن هست. چطور اینکه شما هر وقتی که بخواهید سایه را استصحاب بکنید، خورشید را هم با آن استصحاب کردهاید، شما هیچوقت سایه بدون خورشید را نمیتوانید استصحاب بکنید، چون سایه، زائیدۀ خورشید و نور است، پس وقتی نور نباشد سایهای هم نیست. اینها دیگر بحثهای اصولی است که سبب شده است کفر بعضی دربیاید و بگویند اینها مطالبی است که از فلسفه داخل در اصول کردهاند و اینکه میگویند که علوم آلمحمد علیهم السّلام را دستخوش اباطیل و مزخرفات کردهاند، یکی از آن موارد همینجا است!
متن مرحوم حاجی در مجاز بودن اطلاق علّت بر عدم
کَذاکَ فی الأعدامِ لا عِلّیَّةٌ حَقیقِیَّةٌ وَ إن کانَت لِعَدَمٍ فی عَدَمٍ.
وَ إن بِها أی بِالعِلّیَّةِ فَاهْوَا أی نَطَقوا کَقَولِهم: عَدَمُ العِلَّةِ عِلَّةٌ لِعَدَمِ المَعلولِ، فَتَقرِیبِیَّةٌ أی قَولٌ علی سَبیلِ التَّقریبِ وَ المَجازِ فإنَّ الحُکمَ بِالعِلّیَّةِ عَلَیها بِتَشابُهِ المَلَکاتِ.
فإذا قیلَ: عَدَمُ الغَیمِ عِلَّةٌ لِعَدَمِ المَطَرِ، فَهُوَ بِاعتِبارِ أنَّ الغَیمَ عِلَّةُ المَطَرِ، فَبِالحَقِیقَةِ قیلَ: لَم یَتَحَقَّقِ العِلّیَّةُ الَّتی کانَت بَینَ الوُجودَینِ.
وَ هذا کما یَجری أحکامُ الموجِباتِ عَلَی السَّوالِبِ فی القضایا فَیُقالُ: سالِبةٌ حَملِیَّةٌ أو شَرطِیَّةٌ مُتَّصِلَةٌ أو مُنفَصِلَةٌ أو غَیرُها. کُلُّ ذلکَ بِتَشابُهِ الموجِباتِ؛1
«همینطور که مَیزی بین اعدام نیست، مطلب دومی هم که در اینجا هست این است که علّیّتی هم در اعدام نیست، یعنی عدم، علّت حقیقی نیست، و اگرچه آن علیّت برای عدمی باشد در عدم دیگری.
و اگر به این علّیّت نطق شده است مثلاینکه گفتهاند: عدم علّت، علّت برای عدم معلول است، پس این قول بر سبیل تقریب و مجاز است. پس حکم به علّیِت برای آن اعدام بهجهت تشابه به مَلَکات است، (پس چون مَلَکات آنها، علّت هستند بهجهت مَلَکات به اعدام آنها هم اطلاق علّیّت کردهاند.)
پس وقتی بگویند: عدمِ غَیم، علّت برای عدمِ مَطَر است، پس این بهاعتبار این است که ابر علّت برای باران است، (پس بهخاطر تشابه با جهت وجودی، همان عنوان و اتّصاف را بر عدمی هم آوردهاند.) پس در حقیقت گفتهاند: علّیّتی که بین دو وجود بود تحقّق پیدا نکرد، یعنی علّیِتی که بین وجود ابر و وجود باران بود تحقّق پیدا نکرد.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 192.

